جنگل نوردی به روش علمی
فروردین ۱۳۸۷ - Life - محمدعرفان شمسیاحتمالن همه ی شما لااقل یک بار برای چند روز به مسافرت رفته اید. اصفهان، شیراز، مشهد، شمال و خیلی جاهای دیگر. اگر اهل حال باشید احتمالن با دوستان به کوه هم رفته اید و حتی شب نیز آنجا اقامت کرده اید. اما آیا تا الان برای چند روز در دل یک جنگل، جایی که دسترسی به هیچ گونه امکاناتی ندارید و مملو از خرس و گرگ(حیوانی که وقتی تبدیل به دسته ی 4 تا 6 نفره شوند به واقع باید از آنها ترسید) است، به سر برده اید؟ درست مانند فیلم های خارجی که گاهی اوقات در تلویزیون میبینیم. اگر فکر می کنید همچنین جاهایی لااقل در ایران وجود ندارد باید بگویم سخت در اشتباهید. در جنگل های شمال کشور (که سالهاست توسط افراد پولدار ویران و تبدیل به ویلاهای شیک و باکلاس می شود) جاهایی هنوز وجود دارد که بکر و دست نخورده باقی مانده است و یک شب اقامت در آنها بسیار لذت بخش است.
یکی از تفریحات بسیار شیرین من سفر به دل همین جنگل ها و اقامت چند روزه در آن همراه دوستان است. شاید شما هم تصمیم به چنین کاری(شاید در تابستان همین امسال) داشته باشید. بنابراین بسیار ضروریست که از قبل کمی اطلاعات در این مورد داشته باشید. در این پست می خواهیم با هم به یک سفر خیالی به دل همچین جنگل هایی داشته باشیم و به بررسی این نکته بپردازیم که برای چنین سفر هایی همراه داشتن چه وسایلی ضروری است. البته منظور وسایلی مانند سیخ کباب، قلیون و … نیست! این مقاله به جنبه ی علمی اینگونه سفر های می پردازد!
سیستم های ارتباطی:
بدون شک یکی از ملزومات چنین سفر هایی همراه داشتن یک وسیله ی ارتباطی است. داشتن یک موبایل در این سفر کاملن ضروری است. توجه کنید در اکثر جنگل های ایران سیم کارت های همراه اول هم به سختی آنتن می دهند چه برسد به ایرانسل. پس حتمن باید از یک سیمکارت همراه اول استفاده کنید.
داشتن یک موبایل به خودی خود کافی نیست. موبایل شما نیاز به شارژ هم دارد! یک دستگاه شارژ کننده ی سفری می تواند بسیار ایده آل باشد. این وسیله شامل یک اهرم است که با چرخاندن آن نیروی لازم برای شارژ موبایل فراهم می شود که لااقل برای مواقع ضروری بسیار می تواند مفید واقع شود.
سیستم های مکان یابی:
اگر بعد از رفتن به جنگل، حس کردید می توانید بدون هیچ گونه دغدغه ای چند روز به جنگل نوریدی مشغول باشید باید به شما تبریک بگویم! فقط کمی احتیاط کنید. چون این یکی از نشانه های بارز گم شدن در جنگل است! برای جلوگیری از این اتفاق ناگوار و همچنین برای پاسخ گویی به حس جنگل نوردیتان! توصیه می شود یک عدد GPS نیز به همراه داشته باشید. لازمتان می شود!
سیستم های تصویر برداری:
اقامت چندین روزه در یک جنگل، موقعیت بسیار مناسبی برای گرفتن عکس های بسیار زیباست. داشتن یک دوربین دیجیتال جز موارد ضروری نیست اما به همراه نداشتن آن می تواند شما را پشیمان کند. یک دوربین دیجیتال به همراه یک عدد باتری اضافی( اگر فکر می کنید خیلی عکاس هستید!) هیچ گونه مزاحمتی برای شما ایجاد نمی کند. در عوض باعث ماندگاری این سفر می شود.
داشتن یک دوربین فیلمبرداری کوچک به طوری که زیاد مزاحمت ایجاد نکند، می تواند ایده ی خوبی باشد. البته اگر دوربین شمابزرگ و بد قواره هست، می توانید بیخیال آن شوید. دوربین دیجیتال شما به خوبی می تواند از عهده ی فیلمبرداری هم بر بیاید.
تنها در صورتی دوربین فیلمبرداری هم با خود ببرید که از مدل های کوچک و جمع و جور باشد و با کمبود فضا هم روبه رو نباشید.
سیستم های صوتی:
داشتن یک سیستم صوتی خوب در هر جایی که باشید یک الزام محسوب می شود! تنها به این دلیل که می خواهید به جنگل بروید و امکاناتی در اختیار ندارید دلیل نمی شود قید یک سیستم صوتی را بزنید. ابتدا باید یک عدد mp3 player تهیه کنید که در اینجا توضیحات کاملی در این باب وجود دارد. توضیه می کنم به دلیل اهمیت انرژی الکتریکی در اینگونه سفر ها، از پلیر های شرکت سونی که چیزی در حدود 30 تا 50 ساعت ماندگاری شارژ دارند، استفاده کنید.
وسیله ی دیگر یک اسپیکر سفری است. دقت کنید باید تا حد امکان اسپیکر شما با باتری های قلمی نیز کار کند. اسپیکر های شارژی به درد اینگونه سفر ها نخواهند خورد. Generous اسپیکر های خوبی در این زمینه دارد که البته بیشتر برای لپ تاپ تولید می شوند اما برای اینگونه سفر ها نیز بسیار مفید هستند.
سیستم های روشنایی:
برای اقامت شبانه تنها برافروختن آتش کافی نیست. شما نیاز به یک چراغ قوه بزرگ و پر نور هم دارید. اگر فکر می کنید چراغ قوه های شارژِی، شما را بین راه با مشکل مواجه نمی کند از آنها استفاده کنید. در غیر این صورت چراغ های باتری خور، مناسب هستند.
وسایل ذکر شده مواردی بودند که به تجربه ثابت شده است جز موارد ضروری برای همچین سفر هایی هستند. کل این وسایل شاید نصف یک کوله پشتی را پر نکند. بنابراین قید آنها را نزنید که بسیار ضرر می کنید. شاید این فرصت را نداشته باشید که بیش از یک بار به اینگونه سفر ها بروید. پس سعی کنید با رعایت موارد بالا دچار خسران روحی و جسمی نشوید!


فروردین ۲۲م, ۱۳۸۷
اول!
فروردین ۲۲م, ۱۳۸۷
این خیلی خوب بود/یاد اخرین سفرم افتادم/تو لیست وسایل سفرم کلی وسایل دیجیتالی بود همه بهم می خندیدن ولی متاسفانه موبایل انتن نمی داد و مسلمن برقم نبود ولی عکاسی کردما! حسابی.
فروردین ۲۲م, ۱۳۸۷
من از گوشی بیسیم سنائو استفاده کردم و خیلی خوب جواب داد!
در ضمن واکمن سونی بین پلیرها نقش خدا را داره!
فروردین ۲۲م, ۱۳۸۷
اگه یادت باشه چند مدت پیش حدود دو هفته گفته بودم میخوام برم کوه.
با اجازتون رفتیم. گراش یک شهر دشت گونهای هستش. دور تا دور اون رو کوه پوشونده. بزرگترین این کوهها “بُن مُرُک” هست. معنیش به فارسی میشه بام برامدگی!
صبح زود با چند نفر از دوستان قصد بالا رفتن کردیم.
اون روز من کار داشتم و یک قرار مهم. به دوستان گفتم تا قبل از ظهر حتماً باید برگردیم.
کوه پیمایی رو شروع کردیم. خیلی رفته بودیم بالا. به قله نزدیک بودیم. شاید فقط 45 دقیقه یا کمتر.
همینطور میرفتیم بالا. به دوستی که راهبلد و بزرگتر گروهمون گفتم دیره باید برگردم دیگه. ایشون گوش نمیداد!
بالای کوه بادام و اینجور چیزا رشد میکنه. ما یک مقدار جمع کرده بودیم ولی این آقا برای جمع کردن بیشتر این جور چیزا بالا و بالاتر میرفت.
یک جایی رسیدیم که یک درخت رو من پیدا کردم و مشغول چیدن و کندن بادامها شدم. ایشون گفتن شما این درخت رو کچل بفرما ما میریم کنار یک درخت دیگه.
لازم به ذکره گروه ما خیلی بیشتر بود ولی فقط ما سه نفر اومده بودیم بالا و بقیه دوم نیوده بودن.
خلاصه اینکه من بادامهای اون درخت رو کندم و شروع کردم دوباره بالاتر رفتن تا به اون دو نفر برسم.
مثل اینکه خیلی بالا رفته بودن. من هم داد زدم و گفتم بر میگردم.
و برگشتم.
توی مسیر بالا رفتن من یک جاهایی رو با دوربینم فیلم گرفته بودم.
نمیدونم اهل کوهپیمایی هستین یا نه. توی کوه راههای زیادی هستش. هر کدومش به جایی ختم میشه.
من یک راه رو به خیالم همونی که اومده بودیم بالا رو گرفتم و رفتم پایین.
خلاصش اینکه به جاهایی رسیدم که تصورش وحشتناکه.
جاهایی که نه راه پس داشت و نه راه پیش.
اشتباه رفته بودم و گم شده بودم.
راهی جز دوباره بالا اومدن نداشتم.
خیلی رفته بودم پایین ولی باید برمیگشتم بالا.
به درههایی رسیده بودم که نمیشد ازش رفت پایین.
برگشتم بالا.
نمیدونستم کجام.
اتفاقی یادم اومد که فیلم گرفتم.
فیلم رو نیگا کردم.
حدودایی دستم اومد.
که من باید تقریباً به کجا برگردم.
خلاصه اینکه این فیلم باعث شد بدونم باید کدوم طرف برم.
البته چندان دقیق نبود ولی توی اون حالت بهترین چیزی بود که میتونستم بهش عمل کنم.
بالاخره بعد از دور زدن کوه به اون بزرگی رسیدم جایی که حدوداً باید اونجا باشم.
بالاخره موبایل آنتهای ضعیفی داد.
صبح ساعت چهار و نیم پنج رفته بودیم و عصر حدود ساعت پنج پیدام کردن! و توی تمام این مدت یا بالا میرفتم یا پایین بدون هیچ استراحتی!
از اینکه دوربینمو برده بودم خیلی خوشحال بودم.
نتیجه اخلاقی این داستان این بود که وسایل الکترونیکی خیلی خیلی میتونه به آدم کمک کنه.
راستی عنوان یک مقدار گنگه به نظرم و زیاد جالب نیست.
و این کامنت من هم به جنگل مربوط نبود البته:دی
شاید اون ویدیو رو توی اکانت یوتوبم آپلود کردم.
فروردین ۲۲م, ۱۳۸۷
@ محمد: موافقم باهات. پلیر های سونی واقعن خدان!
اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۷
مطلب خوبی بود. ولی باتوجه به سابقه کوتاه مدت کوهنوردی که دارم، بیشتر از MP3Player داشتن GPS وهمچنین یک جعبه جمع و جور ولی کامل لوازم کمکهای اولیه و حداقل یک بطری آب رو پیشنهاد میکنم.
اردیبهشت ۱۳م, ۱۳۸۷
موافقم باهات اما من خواستم بیشتر از مواردی یاد کنم که جنبه ی کامپیوتری و برقی و این جور چیزا داشته باشند.
آذر ۳۰م, ۱۳۸۷
[...] جنگل نوردی به روش علمی [...]
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۷
migam 1 pc ba 1batri kamiyonam bebarim khobe haa
آبان ۵م, ۱۳۸۸
man tarjih midam safari dashte basham k hameye niazhamo bedone estefade az technology bartaraf konam, hata baraye gom nashodan va peyda kardane ghaza!! vaghen in noe safar mitone entehaie lezat ro be man bede.
az site mofideton mamnon