دهکده آی تی » 2010 » فوریه



خوبی تولید محتوا کردن در اینترنت با تمام سختی ها و ظلم هاش اینه که میدونی اگه یه روزی به کمک احتیاج داشتی، خیلی ها به احترام اون مطالبی که نوشتی بهت کمک می کنن. و این حس که همیشه یه سری از دوستا هستن که میدونی میتونی رو کمکشون حساب کنی لذت بخش هستش.

والا غرض از مزاحمت و نوشتن این پست اینه که بعد از عمری تو این شرکت و اون شرکت رفتن، بنا داریم به امید خدا یه شرکت جدید راه بندازیم. البته با برنامه ریزی هایی که کردیم، فعلا قصد فعالیت زیاد با این شرکت رو نداریم. یعنی در این حد که فقط شرکت ثبت باشه فعلا تا اگه یه پروژه ای اومد، مثل الان مجبور نشیم بریم از شرکت دوستای عزیز، هی مهر و رزومه و از این جور چیزا بگیریم.

موضوع بعدی اینه که من هنوز خودمو در حدی نمیبینم که بخوام ادعایی داشته باشم. واقعیت امر اینه که خیلی خیلی بیشتر باید یاد بگیرم و امیدوارم در این راه صبر داشته باشمو و عجله نکنم.(دعا کنید لطفا) بنابراین ثبت شرکت فعلا فاز اولیه هستش که و برنامه های بعدی که ماشالله کم هم نیستن، موکول میشن به زمان هایی دیگه. که احتمالا در مورد اونها هم ازتون کمک خواهم خواست!

اما کمکی که الان می خوام، برای انتخاب اسم شرکت هستش. همان طور که میدونید من اسم سایت تخصصی شبکه که نتورک پروف شد رو هم همین جوری انتخاب کردم و واقعا هم اسم های خوبی رو دوستان پیشنهاد کردن که از انتخاب نت پروف هم نه تنها من، بلکه خیلی ها راضی بودن. (با تشکر مجدد از پیشنهاد کنندش که دوستای خوبی هم شدیم بعد از اون) بنابراین این دفعه هم از شما کمک می خوام.

فقط چند نکته رو باید یاداوری کنم. اسم باید 3 قسمتی باشه! مثلا نتورک پروف ایران! اسم باید ایرانی باشه. یعنی نتورک پروف ایران نمیشه! مثلا شبکه کاران حرفه ای ایران! چون کار در زمینه ی شبکه هست، بهتره با این موضوع هم مرتبط باشه ( فقط بهتره، نباشه هم مهم نیست زیاد) و مهمترین فاکتور اینکه اقلا یک بخش یا دو بخش از این اسم تو دهن راحت بچرخه یا راحت در ذهن بمونه. یعنی مجبور نشیم برای بیان اسم شرکت پیش مشتری، حتما هر 3 بخش رو بگیم. مثلا نتورک پروف که حتی اینو هم خلاصه می کنیم و میگیم نت پروف.

اگر هم واسه سایتش اسمی به نظرتون رسید که دیگه حسابی شرمندم می کنید اگه بگید.

میتونید پیشنهادتون رو هم در قسمت نظرات بفرمایید و هم مثل همیشه به آدرس info@networkprof.com ایمیل بزنید.

پیشاپیش از لطفتون واقعا سپاسگزارم و امیدوارم بتونم جبران کنم.


چند روز پیش ایمیلی به دستم رسید مبنی بر همکاری برای شرکت در یک اعتراض بزرگ اینترنتی علیه فیلترینگ هایی که اخیرا صورت گرفته است. هر چند اعتراض به این مساله را کاملا بر حق میبینم، اما چون به شخص معتقد به این نوع اعتراض نبودم، بنابراین پاسخی هم به آن ایمیل ندادم.

اما در این پست، عقیده ی خودم در این مورد را کمی باز خواهم کرد.

من معتقدم در این چند ماه وضعیت کشور به اندازه ی کافی آشفته بوده و البته هست و همین شرایط، بهترین موقعیت را برای فرار مسئولین از پاسخ گویی به سوال های بر حق مردم فراهم کرده است. بنابراین معتقدم کشور باید به یک آرامش نسبی برگردد تا شرایط سوال و جواب فراهم شود.

در این شرایط اعتراض کردن نه تنها نتیجه ای نخواهد داد، بلکه باعث تقابلی دیگر بین معترضین و دستگاه حاکم می شود که در نهایت، آن اتفاقی که ما خواستار آن بودیم، یعنی رفع این فیلترینگ های نابخردانه رخ نخواهد داد.

از طرفی دیگر من و خیلی ها مثل من، معتقدیم در بعضی از امور دیگر کار ها بر اساس فکر و منطق صورت نمیگیرد. مثال بارز این حرف، همین فیلترینگ های اخیر است که صمیمانه عرض می کنم مضحک هستند. بنابراین شخص بنده، هیچ راه حلی برای خلاصی از دست این فیلترینگ تا زمانی که منطق بر فضا حکمران شود، نمیبینم.

اما دوست دارم از موافقین و مخالفین منطقی فیلترینگ، دوستانی که مترصد فرصت برای ناسزاگویی و پرخاش گری علیه مخالفین خود نیستند، دعوت کنم تا در یک فضای دوستانه دلایل خود را مطرح کنند.

من بارها گفته ام، با اینکه تا الان از فیلترینگ دچار مشکل خاصی نشده  و کار های روتین خودم را همواره انجام میدهم، اما همواره از مخالفین سر سخت اینگونه فیلترینگ های فله ای هستم.

بنابراین به عنوان یک مخالف، این سوال را مطرح می کنم که شما طرفداران محترم بحث فیلترینگ، غیر از سایت های مستهجن و سایت هایی که همیشه قصد ترویج خشونت (از هر نظر) را داشتند و دارند، فیلتر باقی سایت ها چه در زمینه ی فناوری اطلاعات، چه در زمینه ی سیاست ، و چه سایر سایت ها و وبلاگ ها را چگونه توجیه می کنید؟ آیا من کاربر اینترنت، شعور استفاده از هر کدام از این سایت ها ندارم؟ آیا نباید برای پیشرفت یک مملکت، نظر مخالف هم شنیده شود؟

امیدوارم دوستانه به این سوالات پاسخ دهیم و بحث را بی جهت سیاسی نکنیم. شاید کم کم و با روی خوش نشان دادن هر دو طرف، جز خاطره ی دور و دراز، چیزی از این فیلترینگ های فله ای باقی نماند.


کار با ادارات و سازمان های دولتی در زمینه ی فناوری اطلاعات همیشه سخت بوده. از توجیه مدیران برای پذیرش مزایای توسعه فناوری اطلاعات گرفته تا عدم انعطاف پذیری کارمندان برای تغییر.

از اونجایی که تخصص من شبکه است، فقط در این زمینه صحبت می کنم. اما مطمئنا در سایر بخش ها هم همینگونه است. اگر شما بخواهید برای بار اول یک شبکه طراحی کنید و یا یک برنامه بنویسید، کارتان با تمام سختی ها آسان است. آسان از این نظر که آن را با توسعه ، ارتقا و حتی بازسازی یک ساختار قدیمی و کهنه که در حال استفاده است مقایسه کنید. در این حالت علاوه بر مشکلات معمول کار، مشکلات بزرگتری هم وجود دارد.

  • 1- شما نمی توانید و نباید ساختار قبلی شبکه را در همان ابتدا به کل نابود کنید. در واقع شما باید کار را فاز بندی شده و مرحله به مرحله انجام دهید تا شبکه دچار قطعی نشود.
  • 2- به همان دلیل بالایی، یعنی قطع نشدن قسمت و یا کلی از شبکه،  در ساعات اداری تا حد زیادی دست شما بسته است و عملا قادر به هیچ کاری نخواهید بود.
  • 3- عدم تطبیق کارمندان با استراتژی جدید شما، حتی اگر بهتر و راحت تر هم باشد. واقعیتی زجر آور!

بگذارید برای این عدم تطبیق کارمندان مثالی عرض کنم.

در شبکه ی یک سازمان دولتی، تمامی کارمندان باید به صورت مستقیم به اینترانت دسترسی داشته باشند. و عده ای نیز علاوه بر این، اجازه ی دسترسی به اینترنت را دارند. ساختار قبلی شبکه به این صورت بود که برای این کار، دو عدد کابل به قول خودشان محدود و نا محدود، به هر کامپیوتر کشیده بودند تا در هر زمان این کابل ها توسط کارمند عوض شود! ضمن اینکه تعدادی روتر های محدود و نامحدود داشتند که به شکلی عجیب به یکدیگر متصل بودند و خارج از حوصله ی این مطلب است. بماند که کابل کشی این سازمان نیز یکی از عجایبی بود که تا الان در این زمینه دیده شده.

مشکلات اتاق سرور هم بحثی مفصل دارد. عجب است برای هر کاری از روتر که یکی از کندترین ابزار های شبکه است، استفاده شده بود.

خب اولین قدم اصلاح زیر ساخت شبکه است که با تعویض کابل ها و تعیین جای مناسب سوییچ ها صورت گرفته بود. برای توصیف عمق فاجعه همین قدر بس که بعد از تغییر زیر ساخت، بدون خرید حتی یک عدد سوییچ، 6 عدد سوییچ و یک عدد روتر گران قیمت از ساختار قبلی اضافه آمد!

سپس وقت حذف روتر های اضافی از ساختار شبکه و تغییر کانفیگ های آن بود. همچنین یک vpn سرور راه اندازی شد و به جای تعویض کابل ها توسط کارمندان، یک کانکشن برای یوزر ها تعریف شد که هر گاه قصد استفاده از اینترنت را داشتند، به راحتی به آن متصل شوند.

مهمترین ویژگی این کار هم این بود که در تمام طول اجرا پروژه، شبکه از دسترس خارج نشده و کارمندان همچنان قادر بودند به بیش از 80 تا 90 درصد از کار های خود برسند.

خب شبکه ی با اون وضع تبدیل به یک شبکه ی نسبتا استاندارد شده است. اما آیا کارمندان راضی بودند؟ خیر! در تمام طول اجرا، انواع و اقسام غر زدن ها و کارشکنی ها صورت گرفت، فقط به این دلیل که نمی خواستند عادت تعویض کابل ها برای دسترسی به اینترنت و اینترانت را ترک کنند!

ببینید این یک فاجعه است. ترس از تغییر که نه تنها در کارمندان معمولی وجود دارد، بلکه در بسیاری از کامپیوتری ها نیز وجود دارد. هنگامی که مغرور شویم، مطالعه ما محدود شود و برای پیشرفت برنامه ای نداشته باشیم، ناخدا گاه ترس از تغییر در ما به وجود خواهد آمد.

به امید روزی که هیچ کدام از ما دچار ایست نشویم و نه تنها از تغییر نترسیم، بلکه خود عاملی برای تغییر باشیم.


گوگل سرویس اجتماعی جدید خود را با نام Buzz شروع کرد که انتظار دارد سر و صدای موجود در شبکه‌های اجتماعی را بخواباند و سرویسی ثابت ایجاد کند. در حال حاضر هر کاربری یک نظری درباره این سرویس دارد و چنانچه شما جزء این افراد نیستید، ما برای شما اینکار را از زبان یکسری افراد معروف نشان می‌دهیم. مطمئنا این غیر ممکن است که تمام خصوصیات این سرویس در این نظرات بیان شده باشد، با این حال انتخاب کردن خصوصیت‌هایی چون خوب، بد، زشت و واکنشهای در قبال آنها خالی از لطف نیست که پیشنهاد می‌کنیم ما را همراهی کنید.

خوب:

Jeremiah Owyang در Web Strategy:

در سطح بالا، این یک حرکت قوی از گوگل محسوب می‌شود که محتوایش به توده‌های اجتماعی دیگر نیز ادامه پیدا می‌کند و تبدیل به واسطه می‌شود. این عمل کمک می‌کند تا از توئیتر، فلیکر، و هر نوع سرویس دیگری از جمله API ها استفاده شود و این همان ماموریت گوگل یعنی “سازماندهی در جهان” است!

Jason Calacanis در Calacanis.com:

گوگل باز درخشان است. در زمین بازی، بازی را تغییر می‌دهد! و اما بررسی 30 ثانیه ای من از گوگل باز: گوگل باز نسخه 1.0 بهتر از فیس بوک است حتی بعد از شش یا هقت سال!

Larry Dignan در ZDNet:

اگر گوگل باز به عنوان شرکت گوگل باز شناخته شود، میتواند مخل گردد. سازمانها به طور بالقوه می‌توانند از آن به عنوان یک مجوز sharepoint در صرفه جویی استفاده کنند. اینها همه در مورد همکاری است. حالا پیش از موعد آن، یک قاتل برای هر نوع سرویس sharepoint محسوب می‌شود اما به نظر می‌رسد استراتژی موجود در غولهای جستجو و تاکتیک‌های آنها بر روی آن متمرکز شود.

Marshall Kirkpatrick در ReadWriteWeb:

وسوسه انگیز است که بخواهیم به یک قدرت دیگر در گوگل برویم. بخشی از زندگی آنلاین ما را تشکیل می‌دهد و فعالیت‌های آنلاین دوستان ما بخش مهمی از زندگی آنلاین ما را تشکیل می‌دهد. اما اگر تعداد زیادی اطلاعات قابل حمل و استخدام طرفداران وب در این زمینه لازم باشد، گوگل باز میتواند انتخاب مناسبی برای همه آنها باشد.

Cory Bergman در Lost Remote:

مقایسه کردن بین توئیتر و فیس بوک کار آسانی است که هر دو بخصوص فیس بوک، مقیاس فوق العاده ای دارند. اما این گوگل باز است که در متغیرهای محلی، در بالای منحنی قرار می‌گیرد. هر دو با توزیع گسترده در چهارچوب‌های محلی و تاکید بر مقید کردن پیغام‌ها به اماکن فعالیت می‌کنند اما می‌توان گوگل باز را پیشروتر در این زمینه دانست.

John Furrier در SiliconANGLE:

گوگل Buzz باعث احساس بیشتر برای مردم عادی می‌شود چرا که مطبوعات پست الکترونیکی هنوز هم که هنوزه بهترین راه برای نگه داشتن ارتباط بین دوستان و همکاران است. بله! وب سایت های متغیر در زمان (real-time) بزرگ و عالی هستند اما ایمیل ها بیشترین کاربرد را برای کاربران داشته اند و به نظر می‌رسد کماکان داشته باشند. فیس بوک در اصل تابعی از ایمیل به صورت نافرم و تلخ گونه است که قشر جوان را که اهمیت ایمیل را درک نکرده‌اند به سوی خود جذب می‌نماید. این حرکت بسیار خوبی از جانب گوگل می‌باشد و تهدیدی جدی برای شبکه های اجتماعی دیگر مانند فیس بوک.

Kim-Mai Cutler در VentureBeat:

شبکه اجتماعی مبتنی بر جیمیل و یا دیگر رقیبان همسان با اون میتوانند صمیمیت گم شده در این سرویس ها را بازگردانند. باید مکانی آنلاین برای کاربران وجود داشته باشد تا با راحتی و آرامش بیشتر با دوستان به اشتراک بگذارند که گوگل باز این امکان را فراهم می‌نماید. شاید در قبال توئیتر و فیس بوک قابلیت قاتل بودن را داشته باشد اما این توانایی گوگل باز است!

بد:

John Battelle در Searchblog:

من تمایل خاصی برای رفتن به این سرویس را ندارم که دلایل خود را دارم: این سرویس اجازه منتشر کردن چیزی از جیمیل به سرویس‌های دیگر مانند توئیتر یا فیس بوک را نمی‌دهد و تنها اجازه دریافت وجود دارد. و برای برطرف کردن این موضوع باید از سرویس‌های دیگر استفاده شود. هنوز هم هدف ما در استفاده از خدمات گوگل برای اهداف اجتماعی است که عدم تطابق وجود دارد. واقعیت این است که فیس بوک برنده جنگ گراف اجتماعی است. گوگل در فیس بوک سعی در گرفتن گراف اجتماعی است در حالی که فیس بوک در جستجوهای موتور جستجوی گوگل مکان خود را ثابت کرده است!

Robert Mullins در VentureBeat:

در حالی که تعدادی از ارائه‌های گوگل باز می‌تواند ما را به استفاده صدا بزند اما بسیاری دیگر نیز در مقایسه با توئیتر و فیس بوک نمی‌توانند. و یک شبکه اجتماعی جدید باید مرا کاملا متقاعد کند تا به سمتش بروم.

Dan Frommer در Silicon Alley Insider:

مانند بسیاری از محصولات گوگل، مهندسی و طراحی تمیز مشاهده میشود. اما مانند اکثر محصولات گوگل، فاقد هرگونه تخیل و ایده است ( شروع با نامی که از یاهو به غارت رفته است! ) با این حال این سرویس یک تهدید نیست بلکه مخلی برای شبکه‌های اجتماعی است.

Mark Sigal در O’Reilly Radar:

“راه گوگل” به من رویکرد سبقت توام با سستی را نشان می‌دهد.محصولات یکپارچه ضعیفی که امکان داشتن یا نداشتن چرخه قابل پیش بینی به آنها وجود دارد. اما چرا باید به دنبالش بروم؟ توجه جدی به گوگل در طولانی مدت نشان میدهد که آیا آنها متعد به سرویس خود هستند؟

Dave Winer در Scripting News:

شاید به سوی آن جذب شوید، اما چیزی در اینجا برای من به عنوان یک برنامه نویس وجود دارد که بیشتر از 15 دقیقه نمی‌توانم با گوگل باز باشم در حالی که با توئیتر بیش از 3 سال همراهم.

David Griner در The Social Path:

اینجا مشکلی وجود دارد: گوگل باز جایگزینی برای فیس بوک نیست. اما جدا از هرچیزی، یک ابزار جدید برای به اشتراک گذاری عکس ها و لینک ها است که شبیه فرندفید عمل می‌کند. یک سایت واقعا نمیتواند آن جریان اصلی را در وهله اول بدست آورد و باید مدتی بگذرد.

Andrew Goodman در Traffick:

قاتل توئیتر! نه.. یکی دیگر از راه‌ها برای دستیابی به حریم خصوصی افراد است و به سمت تصمیم‌گیری ناخودآگاه Overshare می‌رود. احتمالا بیشتر شبیه یک راه ارتباط برای یک فرد معمولی به نظر می‌رسد که دارای یک حساب جداگانه است و احساس راحتی در به اشتراک گذاری به روش مشخصی دارد. اما اینطور نمی باشد. آیا مقصود همین بود؟ آیا ملحق شدن ما به فیس بوک هم برای همین منظور بود؟ یا اینکه هنگامی که ما را برای جیمیل فراخوانی کردند و ثبت نام نمودیم برای هدف دیگری بود؟!

زشت:

Nick Saint در Silicon Alley Insider:

گوگل باز به روشی تمسخرآمیز و گسترده معرفی شد. در حال حاضر، برای بسیاری از کاربران گوگل، آن در حال اجرا شدن و بالا رفتن است. هرچند از لحاظ محصولات نهایی، این حرکت، فاجعه است.

Daniel Lyons در Newsweek.com:

چرا باید گوگل باز وجود داشته باشد؟ آیا برای اینکه گوگل میخواهد زندگی من بهتر شود؟ خیر. “باز” بوجود آمده چون گوگل این امکان را می‌دهد که فیس بوک و توئیتر قصد از بین بردنش را داشته باشند. گوگل تبدیل شده است به آنی که مایکروسافت از آن استفاده می‌کند! – شرکتی که تند تند ایده های کوچک را از رقبای کوچک می‌دزدد و لنگ تقلید از آنها میشود تا به نحوی آنها را از بازار کسب و کار خارج کند! بزرگترین مشکل این است که گوگل باز برای ما ساخته نشده است بلکه برای هدفی که گوگل در پیش دارد ساخته شده است!

Nicholas Carlson در Silicon Alley Insider:

گوگل اعلام کرد که گوگل باز یک پاسخ موتور جستجویی، برای فیس بوک و توئیتر است. اما ما را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد. به دلایل زیر:

  • این سرویس چیز جدیدی ندارد و تنها کار چند برند معروف را بهتر انجام می‌دهد.
  • در حاضر 400 میلیون کاربر فیس بوک را استفاده می‌کنند و انتخاب کرده اند. آنها چه گزینه ای دارند؟
  • ما از استفاده اسامی دیگر نفرت داریم. اسمی که از یاهو گرفته شده است! ( همان Buzz که در پیام های یاهو استفاده می شود. )
  • طراحی هر صفحه ای شبیه گوگل شیرین و مطلوب است که در گوگل باز هم رعایت شده است.
  • افرادی که اکانت جیمیل ما را دارند اغلب همان افرادی هستند که در فیس بوک عضو نیستند!

حالا نوبت شماست! با دیدی که نسبت به “گوگل باز” دارید کدام توصیف را انتخاب می‌کنید؟ آیا با توصیفات فوق موافقید؟ افکار خود را با ما در نظرات در میان گذارید.

پ ن 1 : ترجمه شده با اقتباس از سرزمین موتورهای جستجو

پ ن 2 : بعد از آپدیت نشدن دهکده آی‌تی مانند روزهای همیشگی خود به علت مشغله زیاد، سعی در این داریم که حداقل با ترجمه متون و منابع مفید، این روزها را به دهکده آی‌تی برگردانیم. نظرات و پیشنهادات شما تاثیر مستقیمی در تحقق این امر دارد.

موفق باشید/.


CSS3 و HTML5 آخرین نسخه از محدوده‌های طراحی وب سایت هستند که توانسته‌اند بهترین قابلیت ها را همراه با سادگی بیشتر و در دسترس بودن بیشتر برای طراحان وب عرضه کنند. آنچه که ما در اینجا مورد بررسی قرار می‌دهیم نگاهی کوتاه به این دو رویداد مهم در عرصه طراحی وب است و دید تخصصی نسبت به آنها را به مطالب دیگر موکول می‌نماییم، با اینکه می‌دانیم این موضوع زمان طولانی‌ای از ایجادش نمی‌گذرد اما طراحان وب را درگیر خود کرده است و مقالات و آموزش های بسیاری در این بخش بیان شده است.

Cascading Style Sheets (CSS) ها استاندارهای مدرن برای طراحی وب سایت هستند که تا کنون در سه نسخه عرضه شده‌اند و در هر نسخه رویدادهای جدیدی را معرفی کرده‎اند. اینکه چطور بوجود آمدند و چطور مورد استفاده قرار گرفته‎اند به اندازه کافی در مباحث گوناگون دیگر مورد بررسی قرار گرفته است اما باید بدانیم و بپذیریم که نسخه سه تمام قابلیت‎ها و توانایی‎های دو نسخه قبل را پوشش می‎دهد و رویه‎ای جدید در طراحی سایت بوجود می‎آورد. CSS3 فرزندی جدید در خانواده Stylesheet محسوب می‌شود. امکانات جدید و هیجان انگیزی ارائه می‌دهد، روش شما در طراحی سبک و سیاق صفحات را تغییر می‌دهد و همچنین اجازه استفاده از لایه‌های بیشتر به سبک‌های گوناگون‌تر برای مناسبتهای مختلف در تحقق ایده ها را می‌دهد. نسخه‌ای که با پیدایشش، خصوصیت‌های جدیدی را به نسخه های قبل اضافه کرده است و در جاهایی نیز اشکالات قبلی را بر طرف نموده است. این خصوصیت‌ها مربوط به حاشیه‌ها (Border)، پس زمینه‌ها (Background)، رنگ‌ها (Color)، افکت‌های متنی (Text Effects)، رابط‌های کاربری (User Interface)، گزینشگرها (Selector) و همچنین تغییرات بسیار کم اما محسوس در بعضی ماژول ها نظیر استفاده از هر فونت در طراحی یا چند لایه‌ای بودن صفحات و از این قبیل می‌شود. برای دیدن کاربرد هر کدام می‌توانید به یکی از مراجع اصلی CSS3 یعنی اینجا مراجعه کنید که به اندازه کافی با مثال توضیح داده شده است.

CSS3 امکاناتی را به شما می‌دهد که بوسیله آن می‌توانید صرفه جوبی قابل توجهی در زمان داشته باشید. این امکانات در حدی است که شما می‌توانید توانایی‌های (هرچند کوچک باشد!) پلتفرهای مبتنی بر جاوااسکریپت مانند جی کوئری، موتولز و .. را در صفحات بدون استفاده از آنها پیاده سازی کنید. در این میان، حالات و توانایی‌های جی کوئری بیشتر به چشم میخورد. اما با این حال اینجا تنها به صورت کلی بیان شده است. پیشنهاد می‌کنم برای دیدن توانایی‌های بیشتر آن به یکی دیگر از مراجع اصلی آن یعنی css3.com و همچنین 33 مقاله ای که حتما در مورد CSS3 باید بخوانید مراجعه کنید.

چنانچه شما یک طراح وب هستید پیشنهاد من این‌ست که حتما HTML5 را هم مورد بررسی قرار دهید، چرا که کاملا دید شما نسیت به طراحی را تغییر می‌دهد! و چنانچه می‌خواهید تازه به عرصه طراحان وب بپیوندید، پیشنهاد دارم که ابتدا با اصول آن آشنا شده و خود را کاملا با طراحی وب وفق دهید و سپس با آشنا شدن با HTML5 کار خود را شروع کنید. بعد از یادگیری متوجه می‌شوید که طراحان وب چه سختی‌هایی را در این زمینه تحمل می‌کنند که از دید مشتری پنهان میماند! ایراداتی که در مرورگرها وجود دارد، ایراداتی که در نحوه استفاده کاربران از مرورگرها وجود دارد، تفاوتهای موجود در سرعت اینترنت، سختی‌های طاقت فرسای تطابق با نظر کاربران! و بسیار و بسیار مشکلات دیگر از جمله سختی‌های این عرصه می‌باشد. اما با این حال مایوس نشوید. در کنار این سختی‌ها، لذت‌هایی هم قرار دارد که می‌توانند آنها را بپوشانند. یکی از این لذات درست کد نوشتن است! بله درست متوجه شدید. یکی از معضلاتی که تقریبا اکثر طراحان وب تازه کار را گریبان می‌شود این است که بدون توجه به اصول طراحی وب به این کار می‌پردازند، در حالی که یک طراح وب کارکشته و آشنا به اصول و مشکلات کاربران، به هیچ وجه طراحی خود را فدای آنها نمی‌کند. کاری که در بین طراحان ایرانی و حتی اکثر شرکت های صاحب اثر کمتر اتفاق می‌افتد.

این مقدمه را چیدم تا بهتر به اهمیت نسخه‌های زبان‌های تحت وب توجه کنید. با این حال از توضیح بیشتر آن می‌گذریم و به اصل موضوع یعنی HTML5 میپردازیم. HTML از دسته زبان های نشانه گذاری محسوب می‌شود که می‌تواند از طریق یکسری برچسب معین، صفحات استاندارد وب را ایجاد کند. حال که این برچسب‌ها در کدام نسخه به چه نحو کار می‌کنند خود بحث جدایی را می‌طلبد، اما این نکته قابل ذکر است که نسخه 5 رویدادهای مهمی را وارد این عرصه نمود. نسخه ای که از اکثر برندهای نرم افزاری دنیا که اصول طراحی وب را تایید می‌کنند، پشتیبانی می‌شود ( بجز اینترنت اکسپلورر که تنها بعضی از این امکانات را پشتیبانی می‌کند ). برای دیدن اینکه چه رویدادهایی در HTML5 وارد شده است به این سایت مراجعه کنید تا پیش نمایشی از هر قابلیت را ملاحظه کنید.

باید بدانید که مرورگرهای تحت وب تا سال 2022 مجبور به پشتیبانی کامل از HTML5 می‌شوند و تقریبا تمام اصول نمایش را بر اساس آن بنا می‌گذارند. در حال حاضر این نسخه، نسخه نهایی می‌باشد که تقریبا هیچ اشکالی بر آن وارد نشده است و زبانیست به شکل نهایی. در همین راستا Lachlan Hunt گسترش دهنده مرورگر اپرا برای HTML5 گفته است: “ما می‌خواهیم با این روش، کار را برای طراحان وب آسان تر کنیم به طوری که آنها مجبور به دوباره نویسی هر قسمت نشوند” دقیق ترین مفهومی که از این جمله می‌توان برداشت کرد همین است و بس که “HTML5 روش طراحی وب را کاملا تغییر می‌دهد.”

چنانچه توضیحی در مورد هر کدام از امکانات HTML5 که در پیش نمایش‌ها اشاره شد دارید، می‌توانید به این مطالب مراجعه کنید. در این مطلب به بررسی دقیق هر یک از این امکانات پرداخته شده است که دیدن آن را اکیدا توصیه می‌کنم!

در پایان اجازه دهید فریم ورکی را معرفی کنیم که به طور اختصاصی برای CSS3 و HTML5 ساخته شده است. این فریم ورک که 52framework نام دارد ادعا دارد که در کمترین زمان شما را به مقصود می‌رساند. نکته ای که بخواهیم درباره آن بگوییم وجود ندارد چون کاملا در وب سایتش مورد بررسی قرار گرفته است و حتی پیش نمایشی نیز برای کاربران قرار داده شده است.

با این حال چنانچه مرجع یا مقاله‌ای مفید حتی به زبان فارسی که می‌توانند علاوه بر مراجع فوق، کاربران را بیشتر با این دو موضوع آشنا نمایند می‌شناسید، خواهشمندم تا در بخش نظرات ذکر کنید تا هرچه بهتر علاقه مندان به این حوزه را راهنمایی کرده باشیم.

موفق باشید/.