دهکده آی تی » IT



“وضعیت DNS  امروز این است که همه جا هست. هر شبکه ای یک سرور اینترنت زنده در خود دارد و همه ی این سرور ها طوری تنظیم شده اند که با یکدیگر و با اشخاص تصادفی در اینترنت صحبت کنند.”

اگر فکر کردید پاراگراف بالا مقدمه ای برای یک مطلب تخصصی شبکه است، باید بگویم اشتباه فکر کردید! متن بالا تنها تکه ای از کتابی با عنوان “برادر کوچک” است! کتابی که در آن نوجوان 17 ساله ای به نام “مارکوس یلو” به کمک فناوری اطلاعات و شبکه های کامپیوتری نظام فاسد قضایی و امنیتی حاکم در امریکا را اصلاح می کند!

نویسنده ( کوری داکترو ) در این کتاب سعی بر تاکید این موضوع دارد که برای رسیدن به آزادی می توان ازاطلاعات و  فناوری نهایت بهره را برد. هر چند خود در مقدمه ی کتاب می گوید “نه همیشه، و نه به راحتی، اما می توان”.

موضوعی که بنده را ترغیب کرد تا به معرفی این کتاب بپردازم، قرابت آن با مباحث این وبلاگ (شبکه های کامپیوتری) است. و بدیهیست که بنده فقط از این جهت در مورد کتاب بحث خواهم کرد و به جنبه های دیگر آن کاری ندارم.

کتاب “برادر کوچک” کاملا روند یک داستان تخیلی را دارد که در آخر هم تقریبا هندی به پایان میرسد. در این کتاب مارکوس از تکنولوژی و استعداد خود، برای اعلام اعتراضش استفاده می کند و در این بین تقریبا تا آخر داستان هم ناشناس باقی میماند و کسی نمی تواند او را شناسایی و دستگیر کند.

این موضوع به نظرم از دو جهت قابل نقد است.

اولین موضوع قابل تامل این است که چه طور پلیس ایلات متحده نمی تواند “مارکوس یلو” را بعد از این همه فعالیت علنی و غیر علنی مجرمانه، شناسایی و دستگیر کند. البته استفاده از ابزار هایی که هویت افراد را پنهان می کند، آن هم اگر توسط فرد با استعدادی مانند مارکوس مورد استفاده قرار بگیرد، مطمئنا احتمال شناسایی را پایین خواهد آورد. اما بدیهیست که پلیس تنها از این روش مستقیم استفاده نخواهد کرد. موضوع این است که بعد از آن همه جاسوس بازی در شبکه ی “اکس نت” باز هم مارکوس دستگیر نشد.

وقتی موضوعی به بزرگی امنیت یک کشور در میان باشد، بعید می دانم یک نوجوان 17 ساله انقدر راحت بتواند برای خودش ماجراجویی کند. البته این مورد را می توان به حساب تخیلی بودن داستان گذاشت و الا ارتش سایبری ایران خیلی بهتر از ارتش ایلات متحده می توانست مارکوس را دستگیر و مجازات کند.

اما موضوع آخر این است که در تمام طول داستان به طور کاملا واضح حس خواهید کردکه نویسنده ی کانادایی داستان، به تمام معنا کانادایی است و چیزی که در داستان سعی بر بیان آن دارد را با گوشت و پوست خود لمس نکرده است.( چیزی شبیه مطلب حضانت گربه یا بچه ) و این موضوع در طول خواندن کتاب، لااقل من را که آزار میداد. هر چند نویسنده در مقدمه ی کتاب سعی دارد با تعریف داستان فرار پدر و مادرش از شوروی سابق، کمی از این بار منفی بکاهد اما خب باز هم نمی شود این موضوع را نادیده گرفت. با این حال تلاش نویسنده برای دفاع از آزادی جای تقدیر دارد!

این کتاب نقاط قوت بسیاری هم دارد که به دلیل حساسیت زا بودن مباحث، در مورد آنها صحبتی نکردم. با تمام این اوصاف خواندن کتاب را به علاقه مندان داستان های تخیلی و البته گیک های فناوری شدیدا توصیه می کنم. ضمنا بد نیست قبل از شروع کتاب یک دوره شبکه هم بگذرانید تا در طول داستان به مشکل بر نخورید!

این کتاب به صورت رایگان و ترجمه شده بر روی اینترنت موجود است و برای دانلود آن کافی است کمی در بینگ یا گوگل جست و جو کنید. فقط بعد از خواندن کتاب، لطفا جو زده نشوید و احساس مارکوسی بهتان دست ندهد که بد خواهید دید!


هر کسی در هر زمینه ی که تخصص داشته باشد، اگر بخواهد در شرکت یا سازمانی استخدام شود مجبور است از مرحله ای به نام مصاحبه با موفقیت عبور کند. مطلبی در اینجا دیدم که در مورد سوالات تخصصی که از یک مهندس شبکه هنگام مصاحبه خواهند پرسید، نوشته است. (سوالات از کسانی که در مصاحبه های مختلف شرکت کردند استخراج شده است و احتمال پرسش بالایی در سایر مصاحبه ها دارد.)

از آنجایی که اینجا وبلاگ تخصصی شبکه است، بد ندیدم سوالات را اینجا قرار دهم که هم کمکی برای مصاحبه شوندگان ایرانی باشد و هم مصاحبه کنندگان. البته سوالات مربوط به مهندسان شبکه مایکروسافتی است. مرور این سوالات برای کسانی که مشغول کار هم هستند بی فایده نخواهد بود. به دلیل زیاد بودن سوالات، آنها را در دو قسمت قرار خواهم داد.

همچنین در انتهای هر سوال، اگر قبلا مطلبی در ارتباط با آن موضوع نوشته باشم لینک خواهم داد که مطلب کاملتر شود. در کل اگر خوب شبکه را مطالعه کرده باشید سوالات سختی نیستند.

سوالات مربوط به IP:

1- IP Address چیست؟ (همه چیز در مورد IP ها ، قسمت اول )

2- Subnet Mask چیست؟ ( همه چیز در مورد IP ها ، قسمت دوم )

3- ARP چیست؟ ( شیطنت با محیط Command Prompt )

4- ARP Cache چیست؟

5- فرایند Anding چیست؟ ( همه چیز در مورد IP ها ، قسمت سوم )

6- Default Gateway چیست و اگر DG ست نکنیم چه اتفاقی میفتد؟ ( همه چیز در مورد IP ها ، قسمت سوم )

7- آیا کامپیوتری می تواند بدون داشتن DG در اینترنت مرور کند؟

8- Subnet چیست؟ ( کدام IP درست تنظیم شده است؟ )

9- APIPA چیست؟ ( همه چیز در مورد IP ها ، قسمت دوم - توضیح مختصر)

10- RFC چیست؟ ( پروتکل TCP/IP - در بین مطلب در این مورد توضیح داده شده است )

11- RFC 1918 در مورد چیست؟

12- CIDR چیست؟

13- یک شماره شبکه با آدرس 192.115.103.64/27 داریم. رنج آی پی ما چند است؟

14- شماره شبکه ای با آدرس  131.112.0.0 موجود است. می خواهیم در هر شبکه 500 کلاینت داشته باشیم. اول اینکه چند شبکه می توانیم داشته باشیم؟ و دوم اینکه Subnet Maskرا چگونه باید ست کنیم؟

15- نیازمند آنالیز ترافیک شبکه هستیم. چند ابزار برای این کار نام ببرید.

16- چگونه می توانیم مسیری که Packet برای رسیدن به مقصد طی می کند، متوجه شویم؟

17- دستور ping 192.168.0.1 -l 1000 -n 100 چه می کند؟

سوالات مربوط به DHCP:

18- DHCP Server چیست؟ معایب و مزایا آن را نام ببرید. ( کار با DHCP Server ها -  قسمت اول )

19- مراحلی که کلاینت وDHCP سرور برای گرفتن و دادن یک آدرس IP طی می کنند شرح دهید.

20- DHCPNACK چیست و دو سناریو که در آن DHCPNACK دریافت می کنیم شرح دهید.

21- چه پورتی توسط DHCP Server و DHCP Client مورد استفاده قرار میگیرد؟

22- فرایند نصب DHCP Server در شبکه هایی که AD داریم را شرح دهید. ( کار با DHCP Server ها -  قسمت دوم)

23- DHCPINFORM چیست؟

24- در مورد Integration بین DHCP و DNS توضیح دهید.

25-  Classes وVendor در DHCP Server چیست؟ ( کار با DHCP Server ها -  قسمت سوم)

26- چگونه می توانیم سیستم کلاینت را طوری تنظیم کنیم که از یک User Class استفاده کند؟

27- پروتکل  BOOTP به چه منظوری مورد استفاده قرار میگیرد؟

آیا با این سوالات می توانید در مصاحبه قبول شوید؟! منتظر قسمت بعد بمانید.


در مطلبی که سال 86 در مورد فناوری اطلاعات نوشته بودم سعی کردم تا حدی به معرفی این رشته و پیش زمینه هایش بپردازم. از اون تاریخ تا الان هچنان سوال ها چه به صورت کامنتی و چه به صورت ایمیلی در این زمینه ادامه دارد. این بود که بد ندیدم بار دیگر این موضوع را باز کنم.

عمده سوالات دوستان در قالب چند دسته ی کلی قابل بررسی است:

1- سوالات سازمان سنجشی! که مثلا با این مدرک کاردانی می توانم آی تی بخوانم یا در فلان شهر این رشته وجود دارد و از این دست سوالات.

بدیهی است که بنده قادر به پاسخ گویی به این دوستان نخواهم بود. سایت سازمان سنجش و یا افرادی که در این زمینه ها فعالیت می کنند می توانند پاسخ مناسبی به شما بدهند.

2- دسته ی دیگر از دوستان در مورد دروس این رشته سوالاتی دارند. که چه واحد هایی باید در رشته ی فناوری اطلاعات بگذرانند. این دوستان می توانند سری به این لینک بزنند تا جواب سوالات خود را بگیرند.

3- اما عمده سوالات مربوط به “خوبی” یا “بدی” این رشته و آینده ی شغلی آن می شود. برای پاسخ به این سوال لاجرم نظرات شخصی خودم را باید دخیل کنم. نظراتی که صرفا باور من در همین زمانی است که در حال نگارش این سطور هستم. من معمولا از طی کردن مسیر هموار و روتین دل خوشی ندارم و ترجیح می دهم از” پنجره رفت و آمد کنم”. برای همین است که در مطلب سال 86 نوشته بودم:

“صرفا با تحصیل در دانشگاه شک نکنید به جایی نمی رسید. اصولا بنده که به این نتیجه رسیدم دانشگاه فقط محلی برای وقت تلفی و خوش گذرانی است!”

و الان که این مطلب را مینویسم تنها با قسمت اول گفته ی آن سال موافق هستم. من 3 سال از طول دوران تحصیلات دانشگاهیم را صرف یادگیری شبکه خارج از محیط دانشگاه کردم. جایی که به وسیله ی اون هم به دانش رسیدم و هم به پول. اما مهمترین چیزی که 3 سال شبکه خوندن به من آموخت این بود که چه قدر بی سواد هستم. که در این مورد قبلا مطلبی نوشته بودم.

در مورد خوبی یا بدی این رشته باید به علاقه ی خودتان نگاه کنید. مسلم است که برای کسی که به رشته ی معماری علاقه مند است این رشته خوب نخواهد بود. اما دسته ای از افراد هستند که علاقه ی پیش فرضی به هیچ رشته ای ندارند. برای این تیپ از دوستان باید بگم که آن چیزی که من از آی تی میبینم دوست داشتنی است. و روی این “من” تاکید زیادی دارم. یعنی به نظر نگارنده این رشته می تواند دوست داشتنی باشد و آن را به کل جامعه تعمیم نمیدهم.

اما در مورد آینده ی شغلی این رشته به مانند تمامی رشته ها نسبت مستقیمی با تلاش و کوشش خودتان دارد. با این وجه تمایز که در این رشته که شما جدا از دانشگاه، خارج از دانشگاه هم می توانید خودتان را قوی کنید تا به موقعیت شغلی مناسبی برسید. چیزی که در بسیاری از رشته ها صادق نیست. شما نمی توانید به تنهایی و برای تمرین یک پل بسازید و دانش خودتان در زمینه ی پل سازی را تقویت کنید! اما می توانید یک شبکه بسازید و تمرین کنید.

اما اینکه در این رشته کدام روش بهتر است(تحصیل خوب در دانشگاه یا تحصیل خوب خارج از دانشگاه) را حقیقتا در این بازه ی زمانی نمی توانم بگویم. همان طور که گفتم من خارج از دانشگاه فعالیت زیادی کردم و به لطف خدا به خیلی از خواسته هام رسیدم. اما چیزی که می توانم الان بگویم این است که تمامی این دستاورد ها نه تنها من را راضی نکرد که حریص تر کرد.  باید چند سال بعد ببینم که تحصیلات دانشگاهی و تلاش در این قسمت می تواند من را راضی کند یا نه. اگر باز هم راضی نشدیم، به امید خدا مسیری دیگر!

در پایان بدانید که هیچ وقت برای شروع دیر نیست. اگر وارد این رشته شدید و هنوز اطلاعات زیادی ندارید سعی کنید با کسب اطلاعات بیشتر، یک هدف برای خودتان ترسیم کنید. تلاش کنید تا به آن هدف برسید. تازه آن زمان است که میتوانید کمی بر محیط مشرف شوید و تصمیمات بهتری بگیرید.

صمیمانه برایتان آروزی موفقیت میکنم.


مدت هاست نه تنها دهکده آی تی را به روز نکردم، که از نوشتن مطلبی تخصصی برای نتورک پروف هم طفره میروم.

این مدت دوستان عزیزی با ایمیل جویای حالم شدند که باعث خوشحالیم میشدن واقعا. واقعیتش این است که هنوز زنده هستم. در حال کار و یادگیری. در حال خاک صحنه خوردن. و واقعا هم در حال خاک صحنه خوردن. اما با این حال شکر گزار خدا هستم که کاری برای انجام دادن است. کاری که دوستش داری و به اون به چشم پلی برای آینده ای بهتر نگاه می کنی.

مدتی هم می شود که از کار اکتیو و پسیو(که چه پدری در میاورد این پسیو کاری) شبکه، با تعدادی از دوستان زدیم تو خط دوربین های مدار بسته و انتقال تصاویر از طریق اینترنت و این مسائل. کارایی که برای من به عنوان تجربه هستند. با عشق اونها رو انجام میدم. حتی اگر پول آنچنانی هم در بعضی پروژه ها نباشد.

مدتی هم می شود که زدم تو خط درس دانشگاهی. که این هم به لطف خدا با عشق است. نه کسی مجبورم کرد و نه چیز دیگر. مدت هاست حس می کنم که خب، من در حال پیشرفت در زمینه ی شبکه هستم. اما که چی؟ که یاد بگیرم روتر کانفیگ کنم؟ که از پروتکل هایی که یک عده متخصص اختراع کردند استفاده کنم؟

شاید این نگاه، نگاهی آرمانی باشد. اما کاریش نمیتونم بکنم. این بود که حس کردم که نیاز دارم تحصیلات دانشگاهی رو خوب و با کیفیت بالا ادامه بدم. که برای چند سال آینده، چند جایگزین مختلف داشته باشم برای ادامه ی کار.

کم به روز کردن وبلاگ و وبسایت تخصصیم هم ناشی از همین نگاه آرمانی است. که هر چی بیشتر در زمینه ی شبکه پیش میرم، بیشتر پی میبرم که بی سوادم. که خجالت میکشم با این سطح از سواد، بخواهم مطلبی بنویسم. و البته این اصلا خوب نیست. من به کمک همین وبلاگ پیشرفت کردم. بنابراین ادامه ی راه هم باید به همین صورت باشد. اما کمی زمان نیاز است برای کنار آمدن با این درگیری های ذهنی. درگیری هایی که فقط از خدا میخوام بتونم خوب باهاشون کنار بیام. که یه وقت خدایی نکرده نزنیم تو جاده خاکی.

نداشتن یک مشاور خوب فکری، عادت نداشتن به رفتن پیش روانشناس یا یک مشاور و خیلی از عادت های نداشته ی دیگه ریسک این دورانو برام بیشتر می کنه. اما خب مجبورم خودم سعی کنم یک جوری مسائل رو حل کنم.

من خیلی از داشته های زندگیم را به خاطر نگاهی از سر غرور از دست دادم. نگاهی که خودم در آن برهه فکر نمیکردم نگاهی از بالا به پایین باشد. اما بود. و این را زمانی که داشته هامو از دست دادم فهمیدم. این پست هم صمیمانه میگم (و امیدوارم) که نگاهی از سر غرور نیست. صرفا یک همدلی با خواننده های این وبلاگ است. که شاید یک بنده ی خدایی نظری پای نوشته گذاشت که راه گشای مشکلی شد.

از خدا میخوام که به همه ی ماها کمک کنه که بتونیم بهترین تصمیمات رو بگیریم. که بتونیم پیشرفت کنیم. که در عین حالی که از پیشرفت سیر نمیشیم، دچار طمع نشیم. و امیدوارم خیلی زود دینی که به این وبلاگ و سایت نتورک پروف دارم، دینی که به شما خواننده های عزیز دارمو با نوشتن مطالبی خوب ادا کنم.

پ ن: عنوان مطلب از آهنگ “محاکمه در خیابان” رضا یزدانی


کار با ادارات و سازمان های دولتی در زمینه ی فناوری اطلاعات همیشه سخت بوده. از توجیه مدیران برای پذیرش مزایای توسعه فناوری اطلاعات گرفته تا عدم انعطاف پذیری کارمندان برای تغییر.

از اونجایی که تخصص من شبکه است، فقط در این زمینه صحبت می کنم. اما مطمئنا در سایر بخش ها هم همینگونه است. اگر شما بخواهید برای بار اول یک شبکه طراحی کنید و یا یک برنامه بنویسید، کارتان با تمام سختی ها آسان است. آسان از این نظر که آن را با توسعه ، ارتقا و حتی بازسازی یک ساختار قدیمی و کهنه که در حال استفاده است مقایسه کنید. در این حالت علاوه بر مشکلات معمول کار، مشکلات بزرگتری هم وجود دارد.

  • 1- شما نمی توانید و نباید ساختار قبلی شبکه را در همان ابتدا به کل نابود کنید. در واقع شما باید کار را فاز بندی شده و مرحله به مرحله انجام دهید تا شبکه دچار قطعی نشود.
  • 2- به همان دلیل بالایی، یعنی قطع نشدن قسمت و یا کلی از شبکه،  در ساعات اداری تا حد زیادی دست شما بسته است و عملا قادر به هیچ کاری نخواهید بود.
  • 3- عدم تطبیق کارمندان با استراتژی جدید شما، حتی اگر بهتر و راحت تر هم باشد. واقعیتی زجر آور!

بگذارید برای این عدم تطبیق کارمندان مثالی عرض کنم.

در شبکه ی یک سازمان دولتی، تمامی کارمندان باید به صورت مستقیم به اینترانت دسترسی داشته باشند. و عده ای نیز علاوه بر این، اجازه ی دسترسی به اینترنت را دارند. ساختار قبلی شبکه به این صورت بود که برای این کار، دو عدد کابل به قول خودشان محدود و نا محدود، به هر کامپیوتر کشیده بودند تا در هر زمان این کابل ها توسط کارمند عوض شود! ضمن اینکه تعدادی روتر های محدود و نامحدود داشتند که به شکلی عجیب به یکدیگر متصل بودند و خارج از حوصله ی این مطلب است. بماند که کابل کشی این سازمان نیز یکی از عجایبی بود که تا الان در این زمینه دیده شده.

مشکلات اتاق سرور هم بحثی مفصل دارد. عجب است برای هر کاری از روتر که یکی از کندترین ابزار های شبکه است، استفاده شده بود.

خب اولین قدم اصلاح زیر ساخت شبکه است که با تعویض کابل ها و تعیین جای مناسب سوییچ ها صورت گرفته بود. برای توصیف عمق فاجعه همین قدر بس که بعد از تغییر زیر ساخت، بدون خرید حتی یک عدد سوییچ، 6 عدد سوییچ و یک عدد روتر گران قیمت از ساختار قبلی اضافه آمد!

سپس وقت حذف روتر های اضافی از ساختار شبکه و تغییر کانفیگ های آن بود. همچنین یک vpn سرور راه اندازی شد و به جای تعویض کابل ها توسط کارمندان، یک کانکشن برای یوزر ها تعریف شد که هر گاه قصد استفاده از اینترنت را داشتند، به راحتی به آن متصل شوند.

مهمترین ویژگی این کار هم این بود که در تمام طول اجرا پروژه، شبکه از دسترس خارج نشده و کارمندان همچنان قادر بودند به بیش از 80 تا 90 درصد از کار های خود برسند.

خب شبکه ی با اون وضع تبدیل به یک شبکه ی نسبتا استاندارد شده است. اما آیا کارمندان راضی بودند؟ خیر! در تمام طول اجرا، انواع و اقسام غر زدن ها و کارشکنی ها صورت گرفت، فقط به این دلیل که نمی خواستند عادت تعویض کابل ها برای دسترسی به اینترنت و اینترانت را ترک کنند!

ببینید این یک فاجعه است. ترس از تغییر که نه تنها در کارمندان معمولی وجود دارد، بلکه در بسیاری از کامپیوتری ها نیز وجود دارد. هنگامی که مغرور شویم، مطالعه ما محدود شود و برای پیشرفت برنامه ای نداشته باشیم، ناخدا گاه ترس از تغییر در ما به وجود خواهد آمد.

به امید روزی که هیچ کدام از ما دچار ایست نشویم و نه تنها از تغییر نترسیم، بلکه خود عاملی برای تغییر باشیم.