دهکده آی تی » Life



یه مدتی میشه کمتر اینجا به روز میشه. واقعیت اینه که وقتی برای پیدا کردن سوژه ی خوب واسه نوشتن ندارم. یک و ماه نیم اول پاییز خیلی پروژه ها اذیت کردن منو. الان مدتی هستش که دارم کارا رو جمع و جور می کنم و تصمیم دارم تا اطلاع ثانوی پروژه های شبکه ی وقتگیر انجام ندم.

الان بیشتر تمرکزم رو نتورک پروف و البته تا حدی هم دانشگاه هستش. خیلی داره طولانی میشه این دانشگاه و تصمیماتمو به تاخیر میندازه همش.

الان یک ماهی میشه جناب حبیبی داره رو قالب جدید نت پروف کار می کنه. با زحمتای اون یه قالب کاملا استاندارد و مهمتر از اون، مطابق با نیازهامون داره طراحی میشه که هر بخشش جداگانه طراحی شده و فوق العاده انعطاف پذیر خواهد بود. اگر ایده ای در این زمینه داشتید و البته قصد همکاری، با جناب سعید حبیبی تماس بگرید که مدیر بخش طراحی سایت ایشون هستند و اختیارات کاملا مستقلی دارند.

جمعه این هفته هم جلسه ای داریم با دوستان و مدیران نت پروف که قراره در مورد نتورک پروف صحبت کنیم و یه سری تصمیمات مهم بگیریم. اگر کسی مایل بود شرکت کنه میتونه از تو فیس بوک من، پیگیر ماجرا باشه.


“وضعیت DNS  امروز این است که همه جا هست. هر شبکه ای یک سرور اینترنت زنده در خود دارد و همه ی این سرور ها طوری تنظیم شده اند که با یکدیگر و با اشخاص تصادفی در اینترنت صحبت کنند.”

اگر فکر کردید پاراگراف بالا مقدمه ای برای یک مطلب تخصصی شبکه است، باید بگویم اشتباه فکر کردید! متن بالا تنها تکه ای از کتابی با عنوان “برادر کوچک” است! کتابی که در آن نوجوان 17 ساله ای به نام “مارکوس یلو” به کمک فناوری اطلاعات و شبکه های کامپیوتری نظام فاسد قضایی و امنیتی حاکم در امریکا را اصلاح می کند!

نویسنده ( کوری داکترو ) در این کتاب سعی بر تاکید این موضوع دارد که برای رسیدن به آزادی می توان ازاطلاعات و  فناوری نهایت بهره را برد. هر چند خود در مقدمه ی کتاب می گوید “نه همیشه، و نه به راحتی، اما می توان”.

موضوعی که بنده را ترغیب کرد تا به معرفی این کتاب بپردازم، قرابت آن با مباحث این وبلاگ (شبکه های کامپیوتری) است. و بدیهیست که بنده فقط از این جهت در مورد کتاب بحث خواهم کرد و به جنبه های دیگر آن کاری ندارم.

کتاب “برادر کوچک” کاملا روند یک داستان تخیلی را دارد که در آخر هم تقریبا هندی به پایان میرسد. در این کتاب مارکوس از تکنولوژی و استعداد خود، برای اعلام اعتراضش استفاده می کند و در این بین تقریبا تا آخر داستان هم ناشناس باقی میماند و کسی نمی تواند او را شناسایی و دستگیر کند.

این موضوع به نظرم از دو جهت قابل نقد است.

اولین موضوع قابل تامل این است که چه طور پلیس ایلات متحده نمی تواند “مارکوس یلو” را بعد از این همه فعالیت علنی و غیر علنی مجرمانه، شناسایی و دستگیر کند. البته استفاده از ابزار هایی که هویت افراد را پنهان می کند، آن هم اگر توسط فرد با استعدادی مانند مارکوس مورد استفاده قرار بگیرد، مطمئنا احتمال شناسایی را پایین خواهد آورد. اما بدیهیست که پلیس تنها از این روش مستقیم استفاده نخواهد کرد. موضوع این است که بعد از آن همه جاسوس بازی در شبکه ی “اکس نت” باز هم مارکوس دستگیر نشد.

وقتی موضوعی به بزرگی امنیت یک کشور در میان باشد، بعید می دانم یک نوجوان 17 ساله انقدر راحت بتواند برای خودش ماجراجویی کند. البته این مورد را می توان به حساب تخیلی بودن داستان گذاشت و الا ارتش سایبری ایران خیلی بهتر از ارتش ایلات متحده می توانست مارکوس را دستگیر و مجازات کند.

اما موضوع آخر این است که در تمام طول داستان به طور کاملا واضح حس خواهید کردکه نویسنده ی کانادایی داستان، به تمام معنا کانادایی است و چیزی که در داستان سعی بر بیان آن دارد را با گوشت و پوست خود لمس نکرده است.( چیزی شبیه مطلب حضانت گربه یا بچه ) و این موضوع در طول خواندن کتاب، لااقل من را که آزار میداد. هر چند نویسنده در مقدمه ی کتاب سعی دارد با تعریف داستان فرار پدر و مادرش از شوروی سابق، کمی از این بار منفی بکاهد اما خب باز هم نمی شود این موضوع را نادیده گرفت. با این حال تلاش نویسنده برای دفاع از آزادی جای تقدیر دارد!

این کتاب نقاط قوت بسیاری هم دارد که به دلیل حساسیت زا بودن مباحث، در مورد آنها صحبتی نکردم. با تمام این اوصاف خواندن کتاب را به علاقه مندان داستان های تخیلی و البته گیک های فناوری شدیدا توصیه می کنم. ضمنا بد نیست قبل از شروع کتاب یک دوره شبکه هم بگذرانید تا در طول داستان به مشکل بر نخورید!

این کتاب به صورت رایگان و ترجمه شده بر روی اینترنت موجود است و برای دانلود آن کافی است کمی در بینگ یا گوگل جست و جو کنید. فقط بعد از خواندن کتاب، لطفا جو زده نشوید و احساس مارکوسی بهتان دست ندهد که بد خواهید دید!


واقعیت اینه که چند روز پیش یک پست طولانی و جالب برای این وبلاگ نوشته بودم، اما سر یک اشتباه، نصف مطلب پاک شد. از اون روز به بعد هم وقتی برای تکمیل دوباره ی مطلب به وجود نیامد. اما مشکلی که دیشب مشاهده کردم، باعث شد این مطلب نگاشته شود.

Melli Bank همان طور که دوستان می دانند، از طریق این لینک که متعلق به بانک ملی است، می توان انواع قبض را پرداخت کرد. باز هم همان طور که می دانید، برای پرداخت حتمن باید شناسه ی قبض، به شناسه ی پرداخت بخورد. و گرنه با پیغام خطا مواجه می شوید. اما بیایید برای تفریح یک کار دیگر کنیم!

ابتدا به این لینک بروید. خواهید دید که شناسه ی قبض و شناسه ی پرداخت را باید وارد کنید. اعداد زیر که متعلق به قبض تلفن ثابت منزل ما هست را وارد کنید:

شناسه ی قبض: 323824111344

شناسه ی پرداخت: 32570451

همان طور که خواهید دید، قبض متعلق به تلفن ثابت است و مبلغ آن هم 325000 ریال است. حالا به صفحه ی اول برگردید و اعداد زیر که متعلق به تلفن همراه بنده است را وارد کنید:

شناسه ی قبض: 1223136509155

شناسه ی پرداخت: 72178465

خواهید دید که قبض متعلق به تلفن همراه و مبلغ آن هم 721000 ریال است. تا الان همه چیز درست است! اما حالا بیایید شناسه ی قبض تلفن ثابت را با شناسه ی پرداخت تلفن همراه وارد کنیم! یعنی اعداد زیر:

شناسه ی قبض: 323824111344

شناسه ی پرداخت: 72178465

مسلمن باید با خطا روبه رو شویم. اما چه دید؟! نوع قبض، تلفن ثابت نوشته شده است، اما مبلغ آن مربوط به قبض تلفن همراه بنده است! بدیهیست که نباید اینگونه باشد!

این کار را از طریق وب سایت بانک سامان نیز می توانید تکرار کنید و نتیجه ای مشابه دریافت کنید! ظاهر امر نشان می دهد که کل سیستم شناسه دهی قبوض دچار مشکلی کوچک است. البته زیاد جدی نگیرید، انشالله که بنده اشتباه می کنم!


فکر کنم چند مدت اخیر سمت و سوی وبلاگ کمی شبکه ای شده. چند علت برای این قضیه وجود داره. اولیش اینه که وبلاگ تخصصی در زمینه ی شبکه بین فارسی زبان ها به اون صورت وجود نداره و این وسط یک خلای بزرگ حس میشه و دلیل دوم مربوط به جذابیت های زیاد این مبحث است. اگر توجه کرده باشین در این مدت سعی کردم به نوعی تنوع در ارائه مطلب ایجاد کنم تا مطالب شبکه ای به درد تمامی دوستان بخورد.

قضیه سهمیه بندی بنزین جنبه ها و حواشی های بسیار زیادی داشت. اصلن به نویسنده ی این وبلاگ ربطی ندارد که این کار درست بوده یا نه اما بعد فنی این پروژه به نویسنده ی این وبلاگ خیلی مربوط است. فکر کردم بهترین راه برای درک کردن مزایای شبکه برای کسی که چیزی از این مبحث نمی داند، بیان مثال های عینی و ملموس است. نحوه ی عملکرد کارت های سوخت می تواند نمونه ی بسیار خوبی در این زمینه باشد. باید اعتراف کرد با توانایی های بسیار کم ایران در زمینه ی پروژه های IT، قصه ی کارت سوخت یکی از شاهکار های ایران در این زمینه بود.

قضیه کارت سوخت به این ترتیب است که یک سرور مرکزی در تهران وجود دارد که تمامی اطلاعات مربوط به ماشین های ما و شما را در خودش ذخیره کرده است. هر جایگاه سوخت هم دارای یک کامپیوتر است که به عنوان سرور عمل می کند و پمب ها را مدیریت می کند. هر پمب، حاوی یک کارت شبکه بیسیم است. در اتاقی که کامپیوتر سرور وجود دارد نیز یک Access Point وجود دارد که به یک سوییچ متصل و سوییچ نیز به سرور محلی متصل است. به این ترتیب پمب ها به کامپیوتر مرکزی جایگاه سوخت متصل می شوند و تبادل اطلاعات می کنند. اگر آشنایی در یکی از جایگاه های سوخت دارید می توانید به اتاق سرور بروید و تمامی این تشکیلات را ببینید. اگر هم آشنا ندارید می توانید به یک جایگاه مراجعه کنید و بگویید کارت سوختتان گم شده است و می خواهید بدانید مثلن دیروز در فلان ساعت آیا  از کارتم استفاده شده است یا نه! در همین حین که به اتاق سرور رفتید و متصدی در حال چک کردن است می توانید تشکیلات را دید بزنید! گفته باشم من خودم این کارو نکردم و هیچ گونه مسئولیتی را در قبال این موضوع بر عهده نمیگیرم.

شبکه ی یک پمب بنزین

شبکه های پمب بنزین، بر خلاف شبکه های ATM بانک ها،همیشه با سرور مرکزی در اتباط نیستند. در واقع یکی از افتخارات این پروژه هم همین است. فعالیت به صورت آفلاین! قضیه از این قرار است که تمامی کامپیوتر های تمامی جایگاه های سوخت، هر روز صبح به سرور مرکزی متصل می شوند و اطلاعات خود را به روز می کنند. تصور کنید شما در ساعت 10 صبح به یک جایگاه سوخت رفتید و می خواهید 20 لیتر بنزین بزنید. در کارت سوخت شما از روز های قبل ثبت شده است که شما چند لیتر بنزین دارید. وقتی شما کارت را وارد می کنید سرور محلی اطلاعات شما را دریافت می کند. مثلن اگر شما 300 لیتر بنزین داشته اید و حالا 20 لیتر از آن را مصرف کرده اید، در سرور تمامی این اطلاعات ذخیره می شود. در کارت سوخت شما هم این اطلاعات ذخیره می شود و 20 لیتر از حساب شما کم می شود.

حال در نظر بگیرید در ساعت 5 غروب هم تصمیم گرفته اید سری به یک جایگاه سوخت دیگر بزنید و این بار 30 لیتر بنزین بزنید. این بار هم به صورتی که قبلن اتفاق افتاد اطلاعات شما ثبت می شود با این تفاوت که این بار اطلاعات شما در یک سرور محلی دیگر، ذخیره شده است. تا الان تمامی اتفاقات به صورت آفلاین و بدون نیاز به یک سرور مرکزی اتفاق افتاد. تمامی اطلاعات در کامپیوتر های محلی و همچنین کارت شما ذخیره شده اند.

اگر تا کنون ساعت 6 صبح به جایگاه های بنزین مراجعه کرده باشید حتمن دیده اید که اجازه ی بنزین زدن به شما نمی دهند و می گویند اطلاعاتمان دارد به روز می شود. و نکته ی اساسی قصه ما هم همین جاست! تمامی سرور های محلی جایگاه های سوخت، راس ساعت 6 صبح (حالا جدیدن ساعتش تغییر کرده باشد نمی دانم) به سرور تهران وصل می شوند و شروع به همسان سازی اطلاعات می کنند. تمامی اطلاعات به سرور تهران منتقل می شود و بعد از پردازش، دوباره اطلاعات مورد نیاز به کامپیوتر های محلی باز می گردد. مثلن چه مقدار از سهمیه شما باقی مانده است و یا  اگر سهمیه جدیدی به شما تعلق بگیرد به این صورت از سرور تهران به سرور های محلی منتقل و سپس به کارت شما نقل مکان می کند.

قصه ی کارت سوختی که در دستان اکثر دوستان وجود دارد تقریبن همین بود. جدا از مسائل فنی، آشنایی با نحوه ی کار این پروژه فکر کنم جذاب بوده باشد. دست تمامی دست اندرکاران این پروژه درد نکنه.

پ ن: بعد از پابلیش نسخه ی اول قالب وبلاگ و با توجه به نظرات دوستان، بسیار فوری نسخه ی دوم هم بر روی وبلاگ قرار گرفت. بیشترین انتقاد دوستان از نسخه ی اول، قسمت Header وبلاگ بود که در این نسخه به طور کامل دگرگون شده است. مطابق معمول، بهترین حالت نمایش هم در فایرفاکس 3 است! به زودی قسمت Sidebar وبلاگ هم مقداری تغییر خواهد کرد. زحمت طراحی لوگوی وبلاگ هم بر عهده ی دوست عزیزم علی آقا بود که قبلن هم زحمت طراحی لوگوی این وبلاگم رو کشیده بود. ممنونم علی جان.


دقیقن یک سال از روزی که به جمع دوستان پرسرعت پیوستم گذشت. البته پر سرعت که چه عرض کنم. یه اینترنت 64 به ما دادن که سرعت دانلودش اگه خیلی خیلی خوب میشد، شاید به 10 میرسید. تازه بماند که همین سرعت 10 رو هم همون 2 ماه اول داشتم و بعد از اون اینترنتم به کل مشکل پیدا کرد و هر 5 دقیقه قطع و وصل میشد. ظاهرن هم، فقط من چنین مشکلی داشتم و تلاش های 10 ماهه برای حل مساله به جایی نرسید تا اینکه چند روز پیش عطای نت پر سرعت رو به لقاش بخشیدم و به کل بیخیالش شدم! این بود که به دنبال راه حلی برای جایگزینی اینترنت گشتم تا بالاخره پیدا کردم.

همان طور که ممکن بعضی از دوستان بدونن، تعدادی از سیم کارت های ایرانسل در هنگام گشت و گذار در نت پولی را از حساب شما کسر نمی کنند. اگر از نرم افزار اپرا استفاده کنید که می توانید مطمئن باشید پولی از حساب شما کم نمی شود. نمی دانم این یک مشکل در سیم کارت های ایرانسل است یا اینکه یک قابلیت و شاید یک هدیه! البته در هنگام دانلود کردن در هر صورت برای شما پول خواهد افتاد.

سیم کارت منم از آن دسته سیم کارت هاییست که هنگام کار پولی را کسر نمی کند. چند روز پیش تصمیم گرفتم موبایل رو به کامپیوتر وصل کنم تا شاید بشود از اینترنت ایرانسل رایگان استفاده کرد. طریقه ی اتصال کامپیوتر به اینترنت از طریق موبایل، در K850 که به هیچ عنوان سخت نبود. کافیست برنامه ی PC Suite را اجرا کنید و سپس موبایل را به کامپیوتر وصل کنید. سپس از سمت چپ منوی Internet Connection را انتخاب کنید و سپس Connect . به همین راحتی می توانید به اینرتنت وصل شوید. اگر در گوشی شما به این صورت نتوانستید به نت متصل شوید، می توانید از این راهنما استفاده کنید.

اتصال به اینترنت از طریق ایرانسل

نکته ی جالبی که مشاهده کردم این بود که تمام گشت و گذار ها در اینترنت رایگان صورت گرفت و هیچ گونه پولی از حسابم کسر نشد. در ضمن شما به راحتی می توانید دانلود هم کنید. همان طور که در شکل میبینید من چیزی در حدود 40 مگابایت در یک بار کانکت شدنم، Sent & Received داشتم که هیچ مبلغی را هم نپرداختم. این اینترنت به راحتی نیاز های شما را برای چت و یا فید خوانی و وبگردی در حال متعادل، بر طرف می کند. اما اگر قصد دانلود فایلی را داشته باشید اول اینکه در طول روز نمی توانید از سرعت زیادی برخوردار شوید و در ضمن باید در منطقه ای باشید که آنتن شما کامل باشد. در شب اگر در منظقه ی خوبی از نظر آنتن دهی قرار داشته باشید، می توانید تا سرعت 10 نیز دانلود کنید. چیزی که خود من هم انجامش دادم. یعنی سرعتی بهتر از اینترنت ADSL با سرعت 64 !

با این کار نه هزینه ی سیم کارت می پردازید، نه هزینه ی تلفن و نه خط تلفنتان اشغال می شود. در ضمن همیشه هم آنلاین می مانید. اگر هم سیم کارت اصلی شما مربوط به سیم کارت همراه اول است، می توانید مانند من به راحتی خط اصلیتان را به خط ایرانسل دایورت کنید و بدین طریق در تمام طول شبانه روز موبایلتان را با سیم کارت ایرانسل به کامپیوتر وصل کنید.

باز هم می گویم نمی دانم این یک مشکل در سیم کارت های ایرانسل است یا یک قابلیت. فقط امیدوارم اگر این یک مشکل باشد، عزیزان ایرانسلی به دنبال برطرف کردن آن نروند! می توانند از آن طرف به جای هواپیمای دو نفره جایزه ی کمتری را تعیین کنند تا اگر هم از این قسمتی ضرری می کنند(که نمی کنند!) جبران شود. پیشنهاد منصفانه ای به نظر میرسد!

پ ن: به امید برگشت دوباره ی آی تی لاین هستیم و مطمئنیم که دوباره بر می گردد.