هفته قبل که متوجه شدم قرار است روز آزادی نرم افزار در ایران جشن گرفته شود، نه تنها فورا در این جشن ثبت نام کردم، بلکه دوستان زیادی را هم دعوت کردم تا در این جشن شرکت کنند. اهمیت این موضوع در این است که بنده بین دوستان اصطلاحا “مایکروسافتی” خطاب میشوم و شور و شوقم برای شرکت در چنین همایش هایی شاید برای بعضی ها غیر عادی باشد.
برنامه ها طوری تنظیم شد که بنده چهار شنبه تهران باشم و در این جشن شرکت کنم. قبل از مراسم با دوستی در پارک دانشجو در مورد پروژه ی نت پروف (www.networkprof.com) صحبت کردیم که این صحبتا بعد از مراسم و تا ساعت 10 شب نیز در همان پارک ادامه پیدا کرد. اما خب این وسط در جشن نیز حاضر شدیم.
خوشبختانه کمی زود به محل برگزاری جشن رسیدیم و از این نظر با مشکل کمبود جا روبه رو نشدیم. هر چند دوستان زیادی با این مشکل رو به رو شدند. علت به وجود آمدن این مشکل از نظر من، نداشتن شناخت کافی “انجمن صنفی نرم افزار های آزاد” از کاربران و مخاطبان خود است. این موضوع بسیار عجیب است که چه طور یک صنف بدون شناخت کافی از مخاطبین خود فعالیت می کند. همه ی ما میدانیم جامعه ی استفاده کننده از نرم افزار های آزاد در ایران گسترده است. این موضوع نیاز به هیچ تحقیقی هم ندارد. اما علم به همین نکته برای فعالیت کافی است؟ البته من این موضوع را خوشبینانه به حساب کم تجربگی این صنف می گذارم.
مراسم خوشبختانه سر وقت شروع شد. سعی می کنم نکات فنی این مراسم رو نقد کنم و به موضوعاتی از قبیل پخش فیلمی که ظاهرا قرار بود فقط بیل گیتس رو مورد حمله قرار دهد، استفاده ی مبتدیانه از ویدئو پروجکشن، حمله های گسترده به نرم افزار های کد بسته و …خواهم گذشت. ضمن اینکه این نقد، اصلا قرار نیست جنبه های مثبت این جشن را زیر سوال ببرد.
بعد از سخنرانی دبیر و رییس انجمن، فکر می کنم مدیر محترم سایت ایران پی اچ پی مشغول سخنرانی شدند. این آقا در طول سخنرانی مرتب به این موضوع اشاره داشت که چرا دولت سیستم های خود را به لینوکس تغییر نمی دهد و یا اینکه چرا دولت وارد این مقوله(حمایت از لینوکس) نمی شود. (نقل از ایشون که: در هر پروژه ای که دولت پشت آن باشد، موفقیت خواهد بود)
ما پروژه هایی مثل سیستم عامل ایرانی و یا اینترنت ملی را فراموش نکرده ایم. پروژه هایی که دولت پشت آنها بود و حتی اسم پروژه ها نیز متناقض و خنده دار بود،(اینترنت ملی؟) چه برسد به اینکه بخواهد به موفقیت برسد. من واقعا متوجه نشدم ایشان چه طور به این نتیجه رسیدند که حضور دولت می تواند باعث موفقیت شود؟ و البته هنوزم متوجه نمیشم و امیدوارم جواب قانع کننده ای بگیرم.
یک مشکل بزرگ دیگر این سخنرانی و سایر سخنرانی ها این بود که سخنران تنها حرف میزد و به سرعت ناپدید میشد. من بارها تصمیم داشتم بین تاکید های زیاد ایشون مبنی بر تغییر سیستم عامل ها به لینوکس، بپرسم که چرا دولت باید به سمت لینوکس بیاید؟ اصلا چرا دولت و کلا شرکت ها به سمت ویندوز رفتند؟ ایشون از پاسخ به این سوال کلیدی غافل شدند، و بار ها تکرار می کردند که چرا در مدارس ما یک کامپیوتر با سیستم عامل لینوکس وجود ندارد.(هر چند حرف درستی است)
بعد از این سخنرانی، دو دوست عزیز، آقایان میردامادی و کوهستانی سخنرانی کردند. (اگر اشتباه نکرده باشم) آقای میردامادی فرایند نصب اوبونتو را بررسی کردند. پسندیده تر بودند که ایشون همان ابتدای نصب، حالت پیشرفته را انتخاب می کردند و کمی به دانش افراد میافزودند و صرفا در فکر مقایسه ی روند نصب لینوکس و ویندوز نبودند. روند مقایسه ای که طبق ادعای خودشون، صرفا با ویندوز اکس پی صورت می گرفت و ایشون اصلا مراحل نصب ویستا و 7 را ندیده بودند.
در مراسم که فضای پرسش و پاسخ محیا نشده بود، اما در اینجا اعلام می کنم که می توان با آقای میردامادی عزیز بنشینیم و مراحل نصب اوبونتو و ویندوز 7 را با یکدیگر مقایسه بکنیم. راحتی نصب، زمان نصب، ریسک از دست دادن اطلاعات و هر مورد دیگری که مایل هستند را می توان مقایسه کرد تا نتیجه ای معقول تر گرفت. واقعا ممکن است که اوبونتو از همه نظر بهتر عمل کند ( چون من هیچ وقت چنین مقایسه ای نکردم) ولی لااقل بعد از این مقایسه می توان مستدل تر صحبت کرد. چون از نظر من مقایسه ی نسخه ی آخر اوبونتو با نسخه ی 10 سال قبل ویندوز کمی غیر منطقی به نظر می رسد.
امیدوارم جامعه ی کد باز، صرفا نخواهد با تخریب، جای خود را باز کند. موردی که بار ها به عناوین مختلف -حال عمدی و یا سهوی- در مراسم تکرار میشد.
بعد از ایشون جناب کوهستانی در مورد میز کار KDE صحبت کردند. جلوه های بصری لینوکس را انصافا خوب تجزیه تحلیل کردند. اما شایسته بود کمی هم از ویژگی های ریز تر لینوکس صحبت میشد (صرفا یک مقدار جزیی تر) که امثال من اطلاعاتمان کمی افزایش پیدا می کرد. در واقع بنده با یک سطح مشخص از اطلاعات وارد همایش شدم، و با همان سطح از اطلاعات، از مراسم خارج شدم.
دوستانه می گویم که احساس خوشایندی از شرکت در این جشن ندارم. ولی صد البته اگر وقت اجازه دهد در مراسمات بعدی هم به امید خدا شرکت خواهم کرد. چون ذهنیت من از جامعه ی کد باز این است که این نقد ها را صمیمانه خواهد پذیرفت و در صدد رفع ایراد ها خواهند بود. بنابراین در جشن ها و همایش های بعدی، مطمئنا انتظار بیشتری خواهیم داشت. ضمن اینکه یه خسته نباشید جانانه نیز به دست اندرکاران این مراسم می گویم. از دشواری های برگزاری چنین مراسماتی واقعا آگاه هستم و تنها عشق و علاقه است که می تواند بر این سختی ها چیره شود. امیدوارم همیشه پر انرژی به فعالیت های خود ادامه دهید.
نصب اوبونتو، با خونریزی زیاد!
دی ۱۳۸۶ - Linux - محمدعرفان شمسیبنده اطلاعی در مورد لینوکس و به طور خاص اوبونتو نداشتم. یک جست و جوی کوچک در نت کردم و هر جا رسیدم با عناوینی چون نصب اوبونتو به راحتی، نصب اوبونتو بدون خونریزی و امثالهم مواجه شدم. گفتم خب لابد همین است. شروع کردیم به نصب و در اولین اقدام زدیم هاردی که اطلاعات 7 سال زندگیم را در خود جای داده بود نابود کردیم! همین موضوع سبب شد تجربه ی خودمو از نصب اوبونتو به عنوان یک مبتدی درجه یک، بنویسم شاید که به درد دوستی خورد و به مشکلاتی که گرابانگیر من شد، برخورد نکند.
قبل از هر گونه اقدامی باید هارد خود را کمی پارتیشن بندی کنید. بدین منظور برنامه ی Partition Magic مناسب به نظر می رسد. بعد از ران کردن برنامه، دو پارتیشن یکی از نوع Linux ext2 و Linux Swap بسازید. حالا کار شما با ویندوز تمام شده است. به همین راحتی!
سپس کامپیوتر را با اوبونتو بالا بیاورید و تمام مراحل را پشت سر بگذارید. در هنگام نصب و در مرحله چهارم، گزینه ی سوم یعنی Manual را برگزینید و پارتیشن Linux ext2 را انتخاب کنید. اگر با خطایی پیرامون اینکه باید root باشد مواجه شدید، بر روی پارتیشن راست کلیک کرده و Edit را انتخاب کنید و یک / بگذارید.(یعنی root ، البته اگه درست گفته باشم) حالا مراحل بعدی را پیگیری کنید تا اوبونتو نصب شود.
بدین ترتیب هم ویندوز بر روی سیستم خود خواهید داشت و هم اوبونتو. البته اوبونتو با آن چیزی که در موردش شنیدم و فکر می کردم زمین تا آسمان تفاوت داشت. آنچنان مطابق سلیقه ام نبود. با همین سیستم قدیمی من، ویندوز خیلی بهتر اجرا می شود. با این حال دلیل نمی شود شما بیخیال لینوکس شوید. بنده که تصمیم اکید دارم اطلاعاتمو در مورد لینوکس به نحو قابل توجه ای افزایش دهم. در واقع عرفانی هم لینوکسی شد(قابل توجه آقایان سعید و امین!)
اوبونتوی نامرد!
آبان ۱۳۸۶ - Linux - محمدعرفان شمسیاین مدتی که بنده کمتر آنلاین میشدم معلوم نیست چه بر سر سایت مبارک آمده است. کسی می داند دو فولدر زیر در پوشه ی وردپرس من چه کار می کنند و کاربردشان چیست و اصلا چگونه توانستند در این فولدر جا خشک کنند؟! این هم عکسی از داخل پوشه ی Feed. شاید محتوایش برایتان آشنا بود.

من واقعا کلافه شده ام. ماه هاست که 3 عدد سی دی اوبونتو از خارجه! به دستم رسیده است و در این مدت تلاش های جانانه ای برای نصبش کردم اما متاسفانه تاثیری نداشت. بعد از انتخاب گزینه ی نصب اوبونتو که همان اول ظاهر می شود چندین حالت برای من رخ می دهد:
یا همان اول کار که یک نواری می آید، قفل می کند و تا صبح هم کامپیوتر روشن باشد فایده ای ندارد. یا کمی جلو تر می رود یک صفحه میاید که یک عدد نشانگر موس به شکل های ضربدر، ساعت مچی، فلش و دایره دارد! و باز هم قفل می کند. و یا باز هم کمی بیشتر جلو می رود و یک پیغام خطا می دهد. ویا در نهایت کلی منت می نهاند بر سر ما و یک صفحه ظاهرمی شود که نام کاربری و پسورد می خواهد!
کامپیوتر من 6 سال پیش بسته شده است. اما خب مشخصاتش با موارد ذکر شده بر روی پاکت سی دی مطابقت می کند. 256 رم، 4 گیگ فضای خالی در درایو های C و D. سی پی یو 1.8، کارت گرافیک 64، مانیتور سامسونگ! کسی می تواند به من بگوید چرا نمی توانم اوبونتو را نصب کنم؟ من خودم دو دلیل این وسط میبینم. اول اینکه به نظرم سی دی رامم قدرت گذشته ی خود را ندارد.(یعنی نمی کشد که اوبونتو را نصب کند!) مدت هاست که قار قار می کند! هنگام نصب اوبونتو هم کلی سر و صدا می کند. آیا طبیعی است این موضوع؟ اما خب موضوع مهم این است که همین سی دی رام ویندوز را نصب می کند. می ماند مورد دوم و آن چیزی نیست جز اینکه اوبونتو فهمیده است من از طرفداران مایکروسافت هستم و …!!
ممنون میشم کمک کنید!
Open office، جایگزینی مناسب برای Microsoft Office
مهر ۱۳۸۶ - Application, Linux, Windows - محمدعرفان شمسییک ماهی می شود برنامه ی Open Office.org را دانلود کردم. اصلا انتظار نداشتم بعد از عمری کار کردن با برنامه ی Microsoft Office، این برنامه در همان نگاه اول من را جذب کند. در این مدت خیلی با این برنامه کار کردم تا زیر و بم آن را کشف کنم. در این پست ابتدا نگاهی اجمالی به کل برنامه می اندازیم و در ادامه، به طور تخصصی تر به معرفی برنامه OpenOffice.org Impress می پردازیم.
بعد از دانلود نسخه ی 120 مگابایتی این برنامه از این آدرس و نصب آن، شما می توانید از مجموعه برنامه های آن که عبارتند از:
OpenOffice.org Writer
OpenOffice.org Math
OpenOffice.org Impress
OpenOffice.org Draw
OpenOffice.org Calc
OpenOffice.org Base
استفاده کنید و لذت ببرید. البته اینها فقط برنامه های اصلی بودند. ادیتور برای HTML، ادیتور برای XML، برنامه ی طراحی کارت بیزینس و … جز زیر مجموعه ی این نرم افزار است که به نوبه ی خودشان کاربرد های زیادی خواهند داشت. یکی از خصوصیت بارز این نرم افزار این است که تمام فایل ها را مستقیما می تواند به اسناد pdf تبدیل کند. فرقی نمی کند شما در محیط Writer باشید و یا در محیط Impress. شاید یکی از جذاب ترین قسمت ها هم، همین باشد. جالب این است که این مجموعه، آنقدر قشنگ این کار را انجام می دهد که خودتان کیف می کنید! به هیچ عنوان به هم ریختگی در فایل pdf حاصل شده مشاهده نخواهید کرد. در کل می توان گفت این مجموعه نه تنها بامجموعه آفیس برابری می کند بلکه در بعضی از موارد هم بسیار بهتر عمل کرده است.
در برنامه Writer که معادل Word در آفیس است، شما می توانید تمام اسنادی که با Word نوشته اید را بدون هیچ گونه مشکل به این برنامه وارد کنید. بنده فایل های ورد بسیار پیچیده یی که مملو از جداول هم بودند، وارد برنامه ی Writer کردم و حتی بهتر از خود ورد آنها را مشاهده کردم!
البته بیشتر تخصص من در مجموعه آفیس، روی نرم افزار Power Point می باشد. برای همین بر روی معادل آن در مجموعه ی Open Office یعنی OpenOffice.org Impress بیشتر کار کردم. Impress دقیقا می تواند همان کاری را برای شما کند که Power Point می کرد. اما باز هم با این تفاوت که در بعضی از موارد بسیار بهتر! البته نباید از این موضوع هم غافل شد که در بعضی از موارد، برای انجام یک کار ساده در پاور پوینت، باید کلی وقت در Impress بگذارید. مثلا برای انتخاب یک عکس به عنوان پس زمینه در Impress، بنده یک ساعت وقت گذاشتم تا ببینم باید چه کنم! مراحل کار به صورت زیر است:
انتخاب منو ی Format و سپس گزینه ی Area. از پنجره ی باز شده انتخاب زبانه ی BitMaps و سپس انتخاب عکس مورد نظر با زدن دکمه ی Import. حالا باید بر روی صفحه راست کلیلک کنید و از منوی Slide گزینه ی Page Setup را برگزینید. حال باید زبانه ی Background را انتخاب کنید و بعد از زدن گزینه ی BitMap در قسمت Fill، عکسی را که وارد کرده بودید به عنوان زمینه انتخاب کنید!!
البته تمام اینها برای بار اول سخت است. بعد از مدتی کار کردن مسلما آسان می شود. هر چند بنده هنوز انتظار دارم راه ساده تری هم برای انجام این کار باید وجود داشته باشد! شاید انتخاب بک گرند، یکی از سخت ترین کار ها در این برنامه باشد که بنده گفتم. بقیه کار ها بسیار بسیار راحت تر از خود پاور پوینت است. قسمت Custom animation و Slide Transition شامل مجموعه ی کاملتری از پاور پوینت است. افکت های صوتی هم بسیار بیشتر و قشنگ تر هستند. در ضمن شما در این برنامه، قدرت مانور و ویرایش بسیار بیشتری بر روی یک عکس نسبت به پاور پوینت دارید. تقریبا هر بلایی که بخواهید می توانید بر روی یک عکس بیاورید!
شما در بالای محیط کار برنامه، چند زبانه مشاهده می کنید. در حالت عادی گزینه ی Normal انتخاب شده است و در واقع این گزینه همان صفحه ی کار شماست. یکی از جالبترین این زبانه ها، Outline می باشد. بعد از انتخاب این زبانه، شما به تمامی متن های موجود بر روی تمامی اسلاید ها دسترسی پیدا خواهید کرد و می توانید نه تنها محتوای آنها را به راحتی ویرایش کنید، بلکه امکانات بسیار بیشتری از جمله تغییر فونت، تغییر رنگ؛ تغییر پاراگراف، اضافه کردن لینک و … را در اختیار خواهید داشت. دیگر نیازی نیست تک تک اسلاید ها را زیر و رو کنید.
نوار پایینی برنامه هم دارای گزینه های بسیار متنوع و مفیدی است. یکی از گزینه ها، Fontwork Gallery می باشد که معادل WordArt در پاور پوینت و یا Word است. اما در OpenOffice این افکت ها بسیار قشنگتر و بهتر کار شده اند.
مسلما در این مقاله ی کوتاه، نمی شد بر روی همه ی جنبه های این مجموعه مانور داد. حتی قسمت های بسیار زیادی از همین برنامه ی Impress ناگفته باقی ماند که باید خودتان با آن کار کنید و به آنها پی ببرید. یک نکته ی مهم این است که چه لزومی دارد، وقتی این برنامه امکاناتی مشابه آفیس در اختیار ما قرار می دهد، بیاییم و از آن استفاده کنیم؟ جواب بسیار ساده خواهد بود. حجم کم و اجرای سریع تر نسبت به مجموعه آفیس! دقیقا مانند نرم افزار FoxitReader. هر چند من شدیدا شرکت معظم مایکروسافت را دوست دارم، اما همان طور که بار ها گفتم، دلیل نمی شود از نرم افزار های خوب، به خاطر مایکروسافت چشم پوشی کنم!
لینوکس سالار می باشد!
تیر ۱۳۸۶ - Linux - محمدعرفان شمسیمن به واقع دنبال دلایلی بودم که به لینوکس مهاجرت کنم. اما انقد برخورد دوستان در این مدت خوب و دوستانه! بود که از هر چی لینوکس هست، متنفر شدم. دوستان فکر می کنند حالا چون به نظر خودشون لینوکس خوبه، هر توهینی که دوست دارند می توانند بکنند. واسه خودم متاسف شدم که دست کمک در این محیط دراز کردم.
اما خب برای دوستانی که دنبال دلایل خوبی برای مهاجرت می گردند، نتیجه گیری گفته ی دوستان در کامنت پست قبلی رو مینویسم. چون در بعضی از موارد واقعا حق با لینوکس می باشد. امیدوارم به شما در لینوکس خوش بگذرد.
-
زیبایی
-
امنیت
-
کد باز بودن
-
سرعت و پایداری بیشتر و بهتر
-
دانلود جدیدترین نسخه و به روز بودن
-
سازگاری با سخت افزار کامپیوتر
-
لقب “دزد” نگرفتن
-
قدرت لینوکس در سرور
-
رایگان بودن
-
و دلایلی از این قبیل…

