انتخاب سیستم عامل مناسب با توجه به سختافزاری که در اختیار داریم، مسالهایست که شاید برای هر کاربر رایانهای اتفاق بیفتد. اینکه بتوانیم حداکثر استفاده را از تواناییهای موجود ببریم و با این حال در حین استفاده از سیستم عامل مربوطه، از سرعت کافی نیز بهره ببریم. سیستم عاملی چون ویندوز 7 که با داشتن نسخههای مختلف سعی در برآوردهسازی نیاز ما داشته است، یا ابونتو لینوکس که با داشتن میز کاری که خود را از دیگر سیستم عاملها جدا میسازد و تا آخرین نسخهاش از چندین زیر مجموعه برای استفادههای متفاوت چون نِتبوک و غیره تشکیل میشده است، خود گواهی بر این موضوع است که استفادهی بهینه از سختافزارهای موجود چالشیست که با تمام پیشرفتهای لازم در دنیای رایانه، باز هم در میان کاربران وجود دارد. چالشی که شاید هر کدام از کاربران با هر سلیقهای ولو استفاده از دنیای آزاد و یا دنیای ویندوز و اپل و … هر کدام به گونهای با آن درگیر بوده باشند. در این مطلب سعی بر معرفی جزء به جزء سیستم عامل Joli OS نداریم. تنها تجربیات شخص بنده را که در انتخاب سیستم عاملی سبک، کارا و جذاب بدست آمده را مرور میکنیم. تجربیاتی که شاید برای هر کدام از کاربران رایانه اتفاق افتاده باشد. مرور تجربیات، نکاتی جالب را بر ملا میکند که باعث میشود کاربر بیشتر به نیازهای خود پی ببرد.
در اینجا ما نِتبوکی داریم تحت عنوان Lenovo IdeaPad S12 - 29595FU . این نِتبوک در سری نِتبوکیهای S12 ئه Lenovo، جزء برترین مدل انتخاب میشود که البته در حال حاضر از اولین خروجیهای Lenovo در این رده بوده است و بعد از آن با توجه به نیازهای کاربران دستخوش تغییراتی هر چند کوچک نیز قرار گرفته است و در نهایت آخرین فروشهای خود را در چند ماه پیش انجام داده و در حال حاضر در بازارهای جهانی فروش رسمی ندارد. اما موضوعی که باعث شد این روند حرکتی از ویندوز هفت اصلی قرار داده شده در آن به سیستم عاملی دیگر طی شود راحتیِ کار و کم نشدن سرعت در استفاده های مختلف بود. از آنجا که این نِتبوک از سری پردازشکرهای Atom استفاده میکند، میتوان به وضوح این مشکل را در آن مشاهده کرد. بنابراین سعی در مراجعت به سیستم عاملهای دیگری شد که شاید بهترین گزینههای موجود، توزیعهای مختلف لینوکسی باشد. اما موضوعی که بیشتر از همه مرا درگیر خود کرد نیاز آنلاین بودنِ من بود. من به حکم برنامهنویس بودن و رفت و آمدهای مداوم نیاز مبرم به استفادهی بهینه از زمان، در زمانهای متفاوت داشتم. بنابراین گزینههای موجود + همان ویندوز اصلی خود نِتبوک نمیتوانستند نِتبوکی که شاید به ظاهر نِتبوک بود اما قرار بود گجتی شود که باید مثل یک تبلت یا گجت همراه عمل کند برآورده سازد را ایجاد کنند. پس در میان گزینههای متفاوت لینوکسی، به دنبال آن توزیعی رفتم که بتواند تا حدی این مشکل را بر طرف سازد. بهترین گزینه پس از جستجوی بسیار، Joli OS بود. این توزیع که به Jolicloud نیز نامگذاری میشود، سیستم عاملیست که نیازهای آنلاین هر کاربری را با استفاده از Cloud computing بر طرف میسازد. هر کاربر با داشتن یک حساب کاربری در سایت اصلی توزیع، میتواند از سیستم دیگری به راحتی دسکتاپ خود را کنترل کند. اما تا اینجای کار تنها شاید بُعد ظاهری بر طرف شده باشد. موضوع اصلی پردازشگر نِتبوک میباشد. با توجه به تجربهی قبلی در استفاده از ابونتو و چاک، به سنگین بودن آنها پی برده بودم. اما مهمترین مزیتی که Joli OS پس از نصب مرا شیفتهی خود کرد، روان بودن و اجرای بوت سریع و بدون دردسر و حتی شاید ظاهری زیبا و متفاوت از تمام توزیعهای دیگر بود. اگر سری به بخش JoliBook زده باشید متوجه نِتبوکی سفارشی میشوید که از این سیستمعامل بهره میبرد. سختافزاری که برای این سیستمعامل قرار داده شده است خود گویای نیاز پایین آن به سختافزار را نشان میدهد. سیستم عامل پس از نصب، براحتی تمام سختافزارهای موجود را شناسایی کرده و هیچ مشکلی تا لحظهی ویرایش این مطلب نداشته است.
اما توضیحاتی کوتاه درباره این سیستم عامل: این سیستم عامل بر پایهی Ubuntu ساخته شده است. مرورگریست به عنوان سیستمعامل که میتواند از دو بخش Local و Online بهره ببرد. بخش Online تنها زمانی فعال میشود که اتصال به اینترنت فراهم باشد. بخش Local نیز مانند تمام سیستم عاملهای دیگر قابلیت مدیریت کامل را به کاربر میدهد. اما مزیت خیلی خوب این سیستمعامل همخوان ساختن این دو بخش با یکدیگر است. کاربر به راحتی میتواند از میان برنامههای مختلف، نیازهای اولیهی خود مانند، گرافیک، آفیس، صوتی و تصویری و … را بر طرف سازد. براحتی میتواند به طور مستقیم با فیسبوک، گوگل داک و دراپباکس ارتباط برقرار سازد و از طریق بخش مدیریت فایل آن، این حسابها را کنترل نماید. مرورگر وب در حالت اولیهی آن Chromium 13.0.782.107 (Developer Build 94237 Linux) میباشد که به طور تخصصی برای این سیستم عامل ساخته شده است. اگر از کاربران گوگل کروم باشید، میتوانید ساختار App و Extention های آن را در اینجا به نامهای Apps و Add-on تجربه نمایید. برای نصب هر برنامه، کافیست در صورت اتصال به اینترنت، به بخش برنامههای آن که با آیکون (+) سبز رنگ مشخص شده است رفته و تنها با انتخاب Add برنامهی مربوطه را نصب نمایید. بسته به حجم مورد نظر، مراحل Sync انجام میشود تا کاربر بتواند از حساب کاربری خود نیز آن را مدیریت نماید.
اما هدف از ارائهی این مطلب چه بوده است؟ آیا همین اطلاعات اندک نیز کافیست تا ما این سیستم عامل را برای استفاده انتخاب نماییم؟ مسلما خیر. موضوعی که در این مطلب روی آن حساسیت نشان داده شد، ساختاریست که ما برای آن تصمیم میگیریم. شاید اگر ساختار سختافزاری نِتبوک میتوانست ویندوز را براحتی پردازش کند به این سیستم عامل رجوع نمیکردیم. اما راحتی کار و اینکه چطور از امکانات موجود نیازهای خود را برطرف سازیم بحثیست که ما را به اینجا کشانده است. حالا من براحتی بدون کاهش سرعت و به مانند رایانهی عادی، میتوانم فایلهای آفیس خود را مدیریت کنم، به ویرایش تصاویر بپردازم و یا فیلم و آهنگ خود را بدون هیچ مشکلی اجرا کنم. کدهای خود را بنویسم و براحتی در لوکال سروری که در آن نصب کردهام اجرا کنم. من به عنوان یک کاربر حتی نیمه حرفهای از ابتدا برای چه به دنبال نِتبوک رفتهام؟ مطمئنا هدفی که از خرید نِتبوک داشتهام سادگی کار و بر طرف کردن نیازهای عادی و روزمرهی اولیهی من بوده است که بتوانم براحتی آن را حمل کنم و در مکانهای مختلف، سریع اجرا کنم، راحت پردازش کنم و راحت خروجی بگیرم. پس چه بهتر از JoiCloud !
با این حال، این تصمیم کاربران است که با توجه به نیاز خود، سیستم عامل خود را انتخاب نمایند. برخی بر حسب علاقه بسیار به یک بِرند و برخی با توجه سخت افزار موجود. و حتی شاید برای برخی کاربران سرعت مهم نباشد! گزینههای مختلف را امتحان کنیم و بعد در مورد خصوصیات یک سیستم عامل نتیجه بگیریم بهتر است تا اینکه خود را با مورد حاضر و آماده سرگرم کنیم و شاید هیچ گاه به نتیجهی دلخواه خود نرسیم. در این راستا Slax را نیز امتحان کنید! جالب است.
Nmap ابزاری معروف و قوی است که به کمک آن می توانیم سیاست های امنیتی یک سیستم را اسکن کنیم. هر چند این ابزار بیشتر به عنوان یک پورت اسکنر مورد استفاده قرار می گیرد، اما امکانات بسیار جالبی دارد که استفاده از این امکانات به مثابه ی یک چاقوی دو لبه است. هم می توان برای بهبود امنیت سیستم از آن استفاده نمود و هم برای خرابکاری.
nmap می تواند پورت های باز یک هاست را به ما نشان دهد، سیستم عامل مورد استفاده ی آن را شناسایی کند، اطلاعاتی در مورد فایروال هاست به ما بدهد و موارد دیگر….
برای مشاهده ی وب سایت این نرم افزار قوی به این آدرس مراجعه کنید. یکی از بخش های جالب این سایت بخش In the Movies است که می توانید فیلم هایی که در آن از این نرم افزار استفاده شده است را مشاهده کنید. شاید یکی از معروف ترین این فیلم های ماتریکس باشد.
این ابزار برای تمامی سیستم عامل ها نسخه ای مخصوص دارد. نسخه ی جدید این نرم افزار برای ویندوز، رابط گرافیکی بهتری نسبت به نسخه های قبل دارد. اما با این وجود نیز، توصیه من این است که از نسخه ی لینوکس آن استفاده نمایید. در نسخه ی لینوکس شما قدرت بیشتری برای تغییر نوع اسکن هدف خود دارید.
در نسخه ی لینوکس، برای شروع می توانید از سوییچ زیر به منظور اسکن استفاده کنید تا کم کم نحوه ی کار با نرم افزار و سوییچ های آن را فرا بگیرید:
nmap -V -A VictimAddress
که به جای VictimAddress ، آی پی هدف را مینویسید. همچنین ممکن است دستور پینگ توسط سرور هایی بسته شده باشند. در این حالت از سوییچ Pn- استفاده نمایید.
مسلما امکانات nmap در این موارد محدود نمی شود و با کمی وقت گذاشتن، به اطلاعات بسیار جالبی بر خواهید خورد.
هفته قبل که متوجه شدم قرار است روز آزادی نرم افزار در ایران جشن گرفته شود، نه تنها فورا در این جشن ثبت نام کردم، بلکه دوستان زیادی را هم دعوت کردم تا در این جشن شرکت کنند. اهمیت این موضوع در این است که بنده بین دوستان اصطلاحا “مایکروسافتی” خطاب میشوم و شور و شوقم برای شرکت در چنین همایش هایی شاید برای بعضی ها غیر عادی باشد.
برنامه ها طوری تنظیم شد که بنده چهار شنبه تهران باشم و در این جشن شرکت کنم. قبل از مراسم با دوستی در پارک دانشجو در مورد پروژه ی نت پروف (www.networkprof.com) صحبت کردیم که این صحبتا بعد از مراسم و تا ساعت 10 شب نیز در همان پارک ادامه پیدا کرد. اما خب این وسط در جشن نیز حاضر شدیم.
خوشبختانه کمی زود به محل برگزاری جشن رسیدیم و از این نظر با مشکل کمبود جا روبه رو نشدیم. هر چند دوستان زیادی با این مشکل رو به رو شدند. علت به وجود آمدن این مشکل از نظر من، نداشتن شناخت کافی “انجمن صنفی نرم افزار های آزاد” از کاربران و مخاطبان خود است. این موضوع بسیار عجیب است که چه طور یک صنف بدون شناخت کافی از مخاطبین خود فعالیت می کند. همه ی ما میدانیم جامعه ی استفاده کننده از نرم افزار های آزاد در ایران گسترده است. این موضوع نیاز به هیچ تحقیقی هم ندارد. اما علم به همین نکته برای فعالیت کافی است؟ البته من این موضوع را خوشبینانه به حساب کم تجربگی این صنف می گذارم.
مراسم خوشبختانه سر وقت شروع شد. سعی می کنم نکات فنی این مراسم رو نقد کنم و به موضوعاتی از قبیل پخش فیلمی که ظاهرا قرار بود فقط بیل گیتس رو مورد حمله قرار دهد، استفاده ی مبتدیانه از ویدئو پروجکشن، حمله های گسترده به نرم افزار های کد بسته و …خواهم گذشت. ضمن اینکه این نقد، اصلا قرار نیست جنبه های مثبت این جشن را زیر سوال ببرد.
بعد از سخنرانی دبیر و رییس انجمن، فکر می کنم مدیر محترم سایت ایران پی اچ پی مشغول سخنرانی شدند. این آقا در طول سخنرانی مرتب به این موضوع اشاره داشت که چرا دولت سیستم های خود را به لینوکس تغییر نمی دهد و یا اینکه چرا دولت وارد این مقوله(حمایت از لینوکس) نمی شود. (نقل از ایشون که: در هر پروژه ای که دولت پشت آن باشد، موفقیت خواهد بود)
ما پروژه هایی مثل سیستم عامل ایرانی و یا اینترنت ملی را فراموش نکرده ایم. پروژه هایی که دولت پشت آنها بود و حتی اسم پروژه ها نیز متناقض و خنده دار بود،(اینترنت ملی؟) چه برسد به اینکه بخواهد به موفقیت برسد. من واقعا متوجه نشدم ایشان چه طور به این نتیجه رسیدند که حضور دولت می تواند باعث موفقیت شود؟ و البته هنوزم متوجه نمیشم و امیدوارم جواب قانع کننده ای بگیرم.
یک مشکل بزرگ دیگر این سخنرانی و سایر سخنرانی ها این بود که سخنران تنها حرف میزد و به سرعت ناپدید میشد. من بارها تصمیم داشتم بین تاکید های زیاد ایشون مبنی بر تغییر سیستم عامل ها به لینوکس، بپرسم که چرا دولت باید به سمت لینوکس بیاید؟ اصلا چرا دولت و کلا شرکت ها به سمت ویندوز رفتند؟ ایشون از پاسخ به این سوال کلیدی غافل شدند، و بار ها تکرار می کردند که چرا در مدارس ما یک کامپیوتر با سیستم عامل لینوکس وجود ندارد.(هر چند حرف درستی است)
بعد از این سخنرانی، دو دوست عزیز، آقایان میردامادی و کوهستانی سخنرانی کردند. (اگر اشتباه نکرده باشم) آقای میردامادی فرایند نصب اوبونتو را بررسی کردند. پسندیده تر بودند که ایشون همان ابتدای نصب، حالت پیشرفته را انتخاب می کردند و کمی به دانش افراد میافزودند و صرفا در فکر مقایسه ی روند نصب لینوکس و ویندوز نبودند. روند مقایسه ای که طبق ادعای خودشون، صرفا با ویندوز اکس پی صورت می گرفت و ایشون اصلا مراحل نصب ویستا و 7 را ندیده بودند.
در مراسم که فضای پرسش و پاسخ محیا نشده بود، اما در اینجا اعلام می کنم که می توان با آقای میردامادی عزیز بنشینیم و مراحل نصب اوبونتو و ویندوز 7 را با یکدیگر مقایسه بکنیم. راحتی نصب، زمان نصب، ریسک از دست دادن اطلاعات و هر مورد دیگری که مایل هستند را می توان مقایسه کرد تا نتیجه ای معقول تر گرفت. واقعا ممکن است که اوبونتو از همه نظر بهتر عمل کند ( چون من هیچ وقت چنین مقایسه ای نکردم) ولی لااقل بعد از این مقایسه می توان مستدل تر صحبت کرد. چون از نظر من مقایسه ی نسخه ی آخر اوبونتو با نسخه ی 10 سال قبل ویندوز کمی غیر منطقی به نظر می رسد.
امیدوارم جامعه ی کد باز، صرفا نخواهد با تخریب، جای خود را باز کند. موردی که بار ها به عناوین مختلف -حال عمدی و یا سهوی- در مراسم تکرار میشد.
بعد از ایشون جناب کوهستانی در مورد میز کار KDE صحبت کردند. جلوه های بصری لینوکس را انصافا خوب تجزیه تحلیل کردند. اما شایسته بود کمی هم از ویژگی های ریز تر لینوکس صحبت میشد (صرفا یک مقدار جزیی تر) که امثال من اطلاعاتمان کمی افزایش پیدا می کرد. در واقع بنده با یک سطح مشخص از اطلاعات وارد همایش شدم، و با همان سطح از اطلاعات، از مراسم خارج شدم.
دوستانه می گویم که احساس خوشایندی از شرکت در این جشن ندارم. ولی صد البته اگر وقت اجازه دهد در مراسمات بعدی هم به امید خدا شرکت خواهم کرد. چون ذهنیت من از جامعه ی کد باز این است که این نقد ها را صمیمانه خواهد پذیرفت و در صدد رفع ایراد ها خواهند بود. بنابراین در جشن ها و همایش های بعدی، مطمئنا انتظار بیشتری خواهیم داشت. ضمن اینکه یه خسته نباشید جانانه نیز به دست اندرکاران این مراسم می گویم. از دشواری های برگزاری چنین مراسماتی واقعا آگاه هستم و تنها عشق و علاقه است که می تواند بر این سختی ها چیره شود. امیدوارم همیشه پر انرژی به فعالیت های خود ادامه دهید.
نصب اوبونتو، با خونریزی زیاد!
دی ۱۳۸۶ - Linux - محمدعرفان شمسیبنده اطلاعی در مورد لینوکس و به طور خاص اوبونتو نداشتم. یک جست و جوی کوچک در نت کردم و هر جا رسیدم با عناوینی چون نصب اوبونتو به راحتی، نصب اوبونتو بدون خونریزی و امثالهم مواجه شدم. گفتم خب لابد همین است. شروع کردیم به نصب و در اولین اقدام زدیم هاردی که اطلاعات 7 سال زندگیم را در خود جای داده بود نابود کردیم! همین موضوع سبب شد تجربه ی خودمو از نصب اوبونتو به عنوان یک مبتدی درجه یک، بنویسم شاید که به درد دوستی خورد و به مشکلاتی که گرابانگیر من شد، برخورد نکند.
قبل از هر گونه اقدامی باید هارد خود را کمی پارتیشن بندی کنید. بدین منظور برنامه ی Partition Magic مناسب به نظر می رسد. بعد از ران کردن برنامه، دو پارتیشن یکی از نوع Linux ext2 و Linux Swap بسازید. حالا کار شما با ویندوز تمام شده است. به همین راحتی!
سپس کامپیوتر را با اوبونتو بالا بیاورید و تمام مراحل را پشت سر بگذارید. در هنگام نصب و در مرحله چهارم، گزینه ی سوم یعنی Manual را برگزینید و پارتیشن Linux ext2 را انتخاب کنید. اگر با خطایی پیرامون اینکه باید root باشد مواجه شدید، بر روی پارتیشن راست کلیک کرده و Edit را انتخاب کنید و یک / بگذارید.(یعنی root ، البته اگه درست گفته باشم) حالا مراحل بعدی را پیگیری کنید تا اوبونتو نصب شود.
بدین ترتیب هم ویندوز بر روی سیستم خود خواهید داشت و هم اوبونتو. البته اوبونتو با آن چیزی که در موردش شنیدم و فکر می کردم زمین تا آسمان تفاوت داشت. آنچنان مطابق سلیقه ام نبود. با همین سیستم قدیمی من، ویندوز خیلی بهتر اجرا می شود. با این حال دلیل نمی شود شما بیخیال لینوکس شوید. بنده که تصمیم اکید دارم اطلاعاتمو در مورد لینوکس به نحو قابل توجه ای افزایش دهم. در واقع عرفانی هم لینوکسی شد(قابل توجه آقایان سعید و امین!)
اوبونتوی نامرد!
آبان ۱۳۸۶ - Linux - محمدعرفان شمسیاین مدتی که بنده کمتر آنلاین میشدم معلوم نیست چه بر سر سایت مبارک آمده است. کسی می داند دو فولدر زیر در پوشه ی وردپرس من چه کار می کنند و کاربردشان چیست و اصلا چگونه توانستند در این فولدر جا خشک کنند؟! این هم عکسی از داخل پوشه ی Feed. شاید محتوایش برایتان آشنا بود.

من واقعا کلافه شده ام. ماه هاست که 3 عدد سی دی اوبونتو از خارجه! به دستم رسیده است و در این مدت تلاش های جانانه ای برای نصبش کردم اما متاسفانه تاثیری نداشت. بعد از انتخاب گزینه ی نصب اوبونتو که همان اول ظاهر می شود چندین حالت برای من رخ می دهد:
یا همان اول کار که یک نواری می آید، قفل می کند و تا صبح هم کامپیوتر روشن باشد فایده ای ندارد. یا کمی جلو تر می رود یک صفحه میاید که یک عدد نشانگر موس به شکل های ضربدر، ساعت مچی، فلش و دایره دارد! و باز هم قفل می کند. و یا باز هم کمی بیشتر جلو می رود و یک پیغام خطا می دهد. ویا در نهایت کلی منت می نهاند بر سر ما و یک صفحه ظاهرمی شود که نام کاربری و پسورد می خواهد!
کامپیوتر من 6 سال پیش بسته شده است. اما خب مشخصاتش با موارد ذکر شده بر روی پاکت سی دی مطابقت می کند. 256 رم، 4 گیگ فضای خالی در درایو های C و D. سی پی یو 1.8، کارت گرافیک 64، مانیتور سامسونگ! کسی می تواند به من بگوید چرا نمی توانم اوبونتو را نصب کنم؟ من خودم دو دلیل این وسط میبینم. اول اینکه به نظرم سی دی رامم قدرت گذشته ی خود را ندارد.(یعنی نمی کشد که اوبونتو را نصب کند!) مدت هاست که قار قار می کند! هنگام نصب اوبونتو هم کلی سر و صدا می کند. آیا طبیعی است این موضوع؟ اما خب موضوع مهم این است که همین سی دی رام ویندوز را نصب می کند. می ماند مورد دوم و آن چیزی نیست جز اینکه اوبونتو فهمیده است من از طرفداران مایکروسافت هستم و …!!
ممنون میشم کمک کنید!

