دهکده آی تی » زخما دهن وا می کنن…



مدت هاست نه تنها دهکده آی تی را به روز نکردم، که از نوشتن مطلبی تخصصی برای نتورک پروف هم طفره میروم.

این مدت دوستان عزیزی با ایمیل جویای حالم شدند که باعث خوشحالیم میشدن واقعا. واقعیتش این است که هنوز زنده هستم. در حال کار و یادگیری. در حال خاک صحنه خوردن. و واقعا هم در حال خاک صحنه خوردن. اما با این حال شکر گزار خدا هستم که کاری برای انجام دادن است. کاری که دوستش داری و به اون به چشم پلی برای آینده ای بهتر نگاه می کنی.

مدتی هم می شود که از کار اکتیو و پسیو(که چه پدری در میاورد این پسیو کاری) شبکه، با تعدادی از دوستان زدیم تو خط دوربین های مدار بسته و انتقال تصاویر از طریق اینترنت و این مسائل. کارایی که برای من به عنوان تجربه هستند. با عشق اونها رو انجام میدم. حتی اگر پول آنچنانی هم در بعضی پروژه ها نباشد.

مدتی هم می شود که زدم تو خط درس دانشگاهی. که این هم به لطف خدا با عشق است. نه کسی مجبورم کرد و نه چیز دیگر. مدت هاست حس می کنم که خب، من در حال پیشرفت در زمینه ی شبکه هستم. اما که چی؟ که یاد بگیرم روتر کانفیگ کنم؟ که از پروتکل هایی که یک عده متخصص اختراع کردند استفاده کنم؟

شاید این نگاه، نگاهی آرمانی باشد. اما کاریش نمیتونم بکنم. این بود که حس کردم که نیاز دارم تحصیلات دانشگاهی رو خوب و با کیفیت بالا ادامه بدم. که برای چند سال آینده، چند جایگزین مختلف داشته باشم برای ادامه ی کار.

کم به روز کردن وبلاگ و وبسایت تخصصیم هم ناشی از همین نگاه آرمانی است. که هر چی بیشتر در زمینه ی شبکه پیش میرم، بیشتر پی میبرم که بی سوادم. که خجالت میکشم با این سطح از سواد، بخواهم مطلبی بنویسم. و البته این اصلا خوب نیست. من به کمک همین وبلاگ پیشرفت کردم. بنابراین ادامه ی راه هم باید به همین صورت باشد. اما کمی زمان نیاز است برای کنار آمدن با این درگیری های ذهنی. درگیری هایی که فقط از خدا میخوام بتونم خوب باهاشون کنار بیام. که یه وقت خدایی نکرده نزنیم تو جاده خاکی.

نداشتن یک مشاور خوب فکری، عادت نداشتن به رفتن پیش روانشناس یا یک مشاور و خیلی از عادت های نداشته ی دیگه ریسک این دورانو برام بیشتر می کنه. اما خب مجبورم خودم سعی کنم یک جوری مسائل رو حل کنم.

من خیلی از داشته های زندگیم را به خاطر نگاهی از سر غرور از دست دادم. نگاهی که خودم در آن برهه فکر نمیکردم نگاهی از بالا به پایین باشد. اما بود. و این را زمانی که داشته هامو از دست دادم فهمیدم. این پست هم صمیمانه میگم (و امیدوارم) که نگاهی از سر غرور نیست. صرفا یک همدلی با خواننده های این وبلاگ است. که شاید یک بنده ی خدایی نظری پای نوشته گذاشت که راه گشای مشکلی شد.

از خدا میخوام که به همه ی ماها کمک کنه که بتونیم بهترین تصمیمات رو بگیریم. که بتونیم پیشرفت کنیم. که در عین حالی که از پیشرفت سیر نمیشیم، دچار طمع نشیم. و امیدوارم خیلی زود دینی که به این وبلاگ و سایت نتورک پروف دارم، دینی که به شما خواننده های عزیز دارمو با نوشتن مطالبی خوب ادا کنم.

پ ن: عنوان مطلب از آهنگ “محاکمه در خیابان” رضا یزدانی


از این مطلب پرینت بگیرید | لینک بازتاب | نظرات این مطلب را از طریق فید دنبال کنید.

مطالب دیگر:

    ۱۶ نظر

    1. سعید حبیبی گفته:

      آره درسته هر چقدر هم تحربه کسب کردن خوب و مفید باشه اما نباید از اهمیت موضوع تئوری و تحصیلات درست در اون زمینه چشم پوشی کرد.. اما متاسفانه راهی که فعلا پیش گرفتم هم شاید مثل تو راه درست نبوده و باید فکری کرد..

      منتظر نوشته هات هستم همیشه.. ما رو هم باید ببخشی طبق معمول همیشه بابت وبلاگ!

      موفق باشی/.

    2. صادق گفته:

      درخت تو گر بار دانش بگیرد، به زیر آوری چرخ نیلوفری را…

      راهت درسته رفیق. پیروز و هماره باشی :)

    3. Soori گفته:

      فید دهکده آتی توی گودرم خیلی وقت بود صفر بود!!
      خیلی به مقصد و آرمان فکر نکنین، خود ِ مسیر لذت های غیر قابل بازگشتی داره!
      همیشه پیروز باشید

    4. مهرداد نایب گفته:

      سلام.خوشحال شدم از این پستت محمد جان
      انشاالله همیشه موفق باشی

    5. محمدعرفان گفته:

      ممنونم دوستان
      @Soori چه جمله ی بجایی

    6. SAfiLO گفته:

      آره جمله سوری درسته …اما به نظرم واست زوده …
      این جمله رو بعدا” میفهمی ..هم تو هم خودم

      البته آدم باید تلاش کنه اما به چه قیمتی ؟
      بعضی اوقات هم خودتو بنداز تو مسیر باد …بزار او همراهیت کنه

    7. پیمان ج.م گفته:

      ممنون به خاطره این پسته صمیمی

    8. بنده خدا گفته:

      ه در عین حالی که از پیشرفت سیر نمیشیم، دچار طمع نشیم.
      _ _ _ _ _
      میگن در دوچیز قناعت خوب نیست
      عبادت
      علم آموزی

    9. مهدیه گفته:

      سلام
      من سورس برنامه تشخیص دست خط رو با سی شارپ می خوام.
      شما می تونید من رو کمک کنید؟
      اگه ممکنه به ایمیلم ارسال کنید.
      یک دنیا ممنون

    10. ... گفته:

      بچه ها درست میگن یه راهنمایی چون خودم کم درگیر این چیزا
      نبودم وباید قبول کنیم که این حالت واسه همه پیش میاد یه جور سردرگمی…فقط وفقط با دعای خودت برای خودت میتونی از پسش بر بیای در مورد مشکلاتت با خدا حرف بزن در این مواقع هیچ روانشناسی نمیتونه کمک کنه (امام زمانت رو
      فراموش نکن) اینایی که گفتم شعار نیست و امتحانش خرج نداره

    11. محمد گفته:

      سلام
      امیدوارم حالت خوب باشه دوست من تحصیل کار در کنار هم میتونن بهترین نتیجه رو تو زندگی یه متخصص داشته باشه مخصوصاٌ شبکه تو میتونی اونا در کنار هم به صورت موازی ادامه بدی و موفق بشی، فکره خاک خوردن و این چیزارم نکن همه کسا که الان تو شبکه حرفی واسه گفتن دارن یه زمانی کارایه سخت تر از تو رو هم انجام دادن و الان به نتیجه ای که میخواستن رسیدن، البته به قولا خودت آدم هیچ وقت از یادگیری سیر نمیشه ولی تا اونجایی که میتونی تلاشتو بکن من مطمئنم موفق میشی.
      موفق باشی و سربلند

    12. یه رهگذر گفته:

      سلام

      دنبال مطالب شبکه بودم اتفاقی از این جا سر در آوردم… اینجایی که شما هستی یا بهتر بنویسم به اینجایی که رسیدی خودش مقدمه ایه برای یک جهش بزرگ…این فکر آرمانی برای شما درونی شده و یک نیاز واقعی شده براتون بنابراین خیلی مصمم تر و خوشبینانه تر مسیری رو که میخواین، ادامه بدین..اینو از روی تجربه ی شخصیم میگم…تو این حرفه یعنی کامپیوتر و آی تی کار و تجربه ی عملی به مراتب بهتر از تحصیلات صرف دانشگاهی هستش منتها محیط علمی و گرفتن مدارج بالاتر هر چند مشکل به نظر میرسه ولی صد در صد هم برای روحیه ی یه متخصص خوبه و هم زمینه های بیشتر پیشرفت رو مهیا میکنه////
      هر آدمی اگه منصفانه در مورد خودش قضاوت کنه فرصتهای زیادی رو از دست داده اما مطمئنا اونچه که الان در دست دارید حاصل استفاده از فرصتهای دیگه ی زندگیه… ممکن بود اینم نباشه…خوب نیست آدم بیش از اندازه خودش رو به خاطر گذشته مواخذه کنه،مهم تعیین مسیر حرکت به سمت آینده است

    13. منشور اطلاعات گفته:

      امیدوارم روزی بتوانم بهترین شعر زندگیم را برای تو بسرایم

      و تقدیم تو کنم گرچه که یقیین دارم که می دانی

      نه تنها اشعارم که تمام هستی ام وجودم تقدیم به توست

      تو الهام بخش بهترین ابیات شعرهای منی

      وقتی اولین سلام نخستین دیدار

      ملتهب ترین نگاه را به یاد می آورم

      آن زمان که با نگاهی معصومانه با لبخندی کودکانه

      و با صداقتی شاعرانه دستهایم را فشردی

      و آن زمان را که شوق هر روز دیدنم

      و هر روز دیدنت آرامم می کرد …

    14. منشور اطلاعات گفته:

      منشور اطلاعات را در گوگل سرچ کنید وارد وبلاگم می شوید

    15. مریم 1360 گفته:

      با سلام دانشجوی it دانشگاه پیام نو هستم بعد از کلی گشت به سایت شما رسیدم. می خواستم تشکر کنم و دیگه اینکه من از دوره های بیرون بخوام استفاده کنم از کجا شروع کنم سال دوم هستم و هیچ اطلاعاتی درباره رشته ام ندارم . کلاسهای cisco برام چطور است؟

    16. abolfazl گفته:

      والا من هم خیلی به این چیزا فکر می کنم!! اگر به نتیجه ای رسیدی به من هم ایمیل بزنی خوشحال میشم.

    نظر شما